رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

  • ۰
  • ۰

گروه تاریخ-رجانیوز: عصر چهار شنبه با او تماس میگیرم. آماده بودم برای شنیدن خاطره اش از کودتایی که اوائل انقلاب در صدا و سیما در حال روی دادن بود اما او از عملی شدن آن جلوگیری کرده بو.د. هر چند خاطره ای کوتاه بود اما صحبت ما بیش از بیست دقیقه به طول انجامید. حرف های زیادی برای گفتن داشت. حرف هایی که تا کنون در سینه او باقی مانده بود و در جایی بازگو نشده بود. شاید خود او علاقه ای به انتشار خاطراتش نداشته است و یا شاید رسانه ها او را فراموش کرده بودند. اما گلایه زیاد داشت. گلایه از بی مروتی برخی از دوستان و مسئولان.

او خودش را آزاده می نامید. چرا که هفت سال به اتهام قتل شاپور بختیار آخرین نخست وزیر ایران در حکومت پهلوی در زندان به سر میبرده است.

او یکی از کسانی بوده است که در اول هواپیما که از فرانسه به ایران بازگشت حاضر بود. هواپیمایی که به قول خودش پیش مرگان حضرت امام را تشکیل میداده است.

در ادامه بخشی از گفتگو خبرنگار رجانیوز با سید مسعود هندی را میخوانید.

ابتدا یک مقدار توضیح بدهم و فضا را روشن کنم. در اوایل انقلاب به مناسبت شهادت سه شهید دانشجو در شانزده آذر هر سال مردم ساعت نه شب به پشت بام های خانه خود میرفتند و شعار الله اکبر سر میدادند. روز شانزده آذر سال ۵۸ حدود سه ماه از فوت مرحوم طالقانی گذشته بود. من آن ایام مسئول پخش صدا و سیما بودم و هر برنامه ای که قرار بود روی آنتن برود را باید من تائید میکردم.

 بعد از گافی که اعضای قدیمی پخش در پخش سخنرانی منتظری داده بودند و در میانه این سخنرانی به اشتباه تصاویر یک دختری با لباس نامناسب را پخش کرده بودند شورای انقلاب دستور داده بود که هیچ برنامه ای به غیر از نماز جمعه به صورت زنده پخش نشود.

اما پیش از ورود محمد هاشمی به صدا و سیما، احمد جلالی قایم مقام بود.دیدم که آقای جلالی پیش من آمد و به من گفت ما امروز  عصر(شانزده آذر ۵۸) میخواهیم یک برنامه زنده اجرا نمایم.

از طرف دیگر سه ماه از فوت طالقانی گذشته است و چند روز پیش ضد انقلاب به خیابان ها آمده بودند و شعار«بهشتی بهشتی طالقانی رو تو کشتی» سر داده بودند. من احساس کردم این اصرار جلالی برای برگزاری برنامه زنده بی ارتباط با اتفاقات روز های گذشته نیست و احساس کردم آنها قصد دارند در برنامه زنده فوت طالقانی را به گونه ای دیگر مطرح کنند.

من به او گفتم که برنامه زنده قدغن میباشد. اما او اصرار کرد و گفت من قایم مقام هستم و باید این کار را انجام بدهی. من گفتم میدانم شما قائم مقام هستی اما چون من مسئول پخش هستم نمی توانم این کار را انجام بدهم. در همین لحظه بود که تلفن پخش زنگ خورد. وقتی جواب دادم دیدم قطب زاده پشت خط است و به من گفت نگران نباشد و تو را برای سفارت یونان انتخاب کرده ام.

من بعد از این با بیت امام در قم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم. آقای اشراقی داماد امام تلفن را جواب داد. وقتی اوضاع را برای او توضیح دادم گفت کاری از دست من بر نمی آید و گفت با اقای محتشمی پور تماس بگیر.

وقتی به آقای محتشمی پور زنگ زدم فردی به نام آقای سنایی که بعدها سفیر ایران در اسپانیا شد جواب داد. سنایی به من گفت یک گروه پنج نفری وارد صدا و سیما شده اند و قرار است آنها مدیریت صدا و سیما را انجام دهند و سرپرست آنها نیز به عهده موسوی خوئینی ها می باشد. و متوجه شدم که الان در طبقه بالا ما مستقر شده اند.

من به بهانه ای اینکه به نودال بروم و ضبط را بدهم که اینها بتوانند برنامه ی خود را اجرا کنند سریع رفتم طبقه بالا و در را باز کردم و دیدم موسوی خوئینی ها انجا نشسته است. بدون حرف اضافه تنها گفتم: بیاید پایین که دارد کودتا میشود.

به دقیقه نرسید که دیدم موسوی خوئینی ها آمد پاین و خطاب به من گفت چه شده است و از اوضاع سوال کرد. وقتی که واقعه را شرح دادم گفت برنامه شما چه بوده است. گفتم قرار بود آقای کاووسی برود متنی را بخواند تا مردم به پشت بام ها بروند و الله اکبر بگویند.

خوینی ها گفت پس چرا اجرا نمیکنید برناه روتین خود را اجرا نمایید. من هم یک متن ادبی نوشتم و دست کاووسی دادم تا بتواند برنامه را اجرا نماید. احمد جلالی هم که فهمیده بود کسی از نقشه آنها اطلاع پیدا کرده است سکوت کرد.

بعد از این بود که روز بعد حدود ساعت ده صبح موسوی خوینی ها آمد به سخنی مابین شوخی و جدی خطاب به من گفت تو دیشب اینجا را از یک کودتا نجات دادی 

لینک این مطلب در رجانیوز البته به دلایلی منتشر نشد

  • ۹۴/۰۴/۱۲
  • عبدالجواد کنعانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی