رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

  • ۰
  • ۰
در خصوص ریشه های بروز انقلاب اسلامی سال 57 ایران تا کنون نظریه های متفاوتی در میان اندیشمندان مطرح شده است. اما در مجموع میتوان سه تئوری که در میان صاحب نظران با اندیشه های متفاوت، از اقبال بیشتری برخوردار میباشد را «مدرنیته، عامل انقلاب»، «اقتصاد، عامل انقلاب» و «اسلام، عامل انقلاب» عنوان نمود.
 
اما فارغ از صحت و درستی این نظریان و میزان انطباق این نظریات با پدیده مورد نظر، به نظر میرسد بررسی و تدقیق تئوری «اقتصاد، عامل انقلاب» در این روزها از اهمیت ویژه ای با خود به دنبال داشته باشد.

به طور خلاصه مدافعین این نظریه معتقدند، انقلاب اسلامی ریشه در ناهنجاری های اقتصادی دارد که در سال های آخر عمر رژیم شاه بروز کرد. هنگامی که در سال 1352 جنگ رمضان پیش آمد و به دنبال آن غرب از جانب اعراب مورد تحریم نفتی قرار گرفت، قیمت های نفت در بازار های جهانی بالا رفت و در مدتی کمتر از شش ماه قیمت آن به چهار برابر قیمت اولیه رسید. این تحول باعث شد که در آمد رژیم شاه از 5 میلیارد دلار به 20 میلیارد دلار افزایش یابد.
بر طبق دیگاه «اقتصاد عامل انقلاب» میتوان بحث را از اینجا شروع کرد که این درآمد هنگفت وارد اقتصاد ایران شد ولی اقتصاد ایران در مجموع ظرفیت و توان ساخت و ساز لازم را برای جذب این درآمد نداشت و اصطلاحا داغ کرد که نتیجه اش به صورت تورم، گرانی، قطع برق، بی کاری، فساد و رشوه خواری مشاهده شد. چون رژیم نتوانست به موقع امیر عباس هویدا را بر کنار کند و جمشید آموزگار را جایگزین کند و علاوه بر آن سیاست های ضد تورمی که دولت آموزگار اعمال کرد، باعث شد که بحران اقتصادی عمیق تر شود، لذا به تدریج این معضل به بحران سیاسی تبدیل و در نهایت منجر به انقلاب سال 1357 شد.

فارغ از میزان انطباق این تئوری با ریشه های انقلاب اسلامی اما مساله ای که در این دیدگاه نمیتوان به سادگی از آن عبور نمود، اوضاع نابسامان اقتصادی اواخر عمر رژیم پهلوی می باشد. مساله ای که عده ای از طرفداران دیدگاه چپ را وادار به پذیرش این تئوری کرد. از سوی دیگر در مستندی که بی بی سی فارسی سال گذشته در خصوص انقلاب اسلامی منتشر کرده بود سعی داشت با همین مساله وارد بررسی انقلاب ایران شود.

اما عاملی که میتواند در ایجاد شبهات میان دولت حسن روحانی با واپسین روزهای عمر رژیم پهلوی نقش تاثیر گذاری داشته باشد، مساله شیوه پیگیری مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم میباشد. اگرچه در لزوم رفع تحریم ها همگان اتفاق نظر دارند اما رویکردی که حسن روحانی در این خصوص پیش گرفته است و به قول معروف تمام تخم مرغ های خود را در سبد مذاکرات چیده است باعث ایجاد تردید در نتیجه بخش بودن این مذاکرات برای رفع مشکلات حال حاضر ایران میباشد.

این در حالی است که با فرض وقوع توافق و در فرض موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای در برداشتن تحریم ها و بازگراندن پولهای بلوکه شده ایران و رفع محدودیت های مالی این سوال را با خود به دنبال دارد که «آیا اقتصاد کنونی ایران توانایی پذیرش تزریق این حجم از سرمایه را دارا میباشد؟».

این در حالی است که دولت یازدهم تا کنون به وضوح نشان داده است در سیاست های اقتصادی خود از مشی مشخصی پی روی نمی نماید و بی تدبیری دولت در حوزه اقتصاد در طول دو سال اخیر در مسائلی همانند یارانه، توزیع سبد کالا، افزایش قیمت حامل های انرژی و نان، افزایش میزان واردات و... خود را به طور مشخص نشان داده است.

در مجموع به نظر میرسد که با فرض موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم و ملت ایران باید خود را برای بحرانی بزرگتر آمده کنند و باید دید دولت روحانی برای دست و پنجه نرم کردن با بیماری هلندی در دوران پسا تحریم چه میزان آمادگی دارد و میتواند از معضلی که برای محمد رضا پهلوی ایجاد شده بود سر بلند عبور نماید؟!

  • ۹۴/۰۴/۱۸
  • عبدالجواد کنعانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی