رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

بیدار بودن  تا پاسی از شب، واریز  وجوه غیر قانونی، معطلی های چند ساعته درب دفتر مدیری که به جای ۸ صبح ۱۱ صبح بر سر کار حاضر می شود و بعد تر هم شنیدن داد و فریاد مسئولین امر که شما دانشجو نیستید و ما را اذیت می کنید تنها گوشه ای از مصائب دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی برای انتخاب واحد است!

پ در حالی که در اکثر دانشگاه های معتبر دولتی انتخاب واحد با سیستمی به روز  به راحتی در حال انجام است اما  این مقوله در دانشگاه علامه  طباطبایی با دردسرهای عظیمی برای دانشجویان همراه است. این دانشگاه که از سیستمی بسیار قدیمی و منحصر به فرد! برای امور اموزشی استفاده می کند دانشجویان خود را برای گرفتن واحد بعضا مجبور به پرداخت وجه غیر قانونی میکنند و از سوی دیگر دانشجویان را مجبور به زیر پا گذاشتن کرامت خود میکنند تا با التماس از آنها حق بلافصل خود که انتخاب واحد های درسی است را بتوانند انجام دهند.

به دفعات مشاهده شده است که در هنگام انتخاب واحد سیستم از دانشجویان روزانه که طبق قانون باید کاملا رایگان تحصیل کنند درخواست اخذ وجه نموده است و در صورتی که وجه را همان لحظه واریز نکنید امکان انتخاب واحد را ندارید. این در حالی است که دانشجویان شبانه که با رتبه پایین تری وارد دانشگاه شده اند به راحتی انتخاب واحد کرده اند اما دانشجویان روزانه بلاتکلیف مانده و با واحدهایی که به سرعت توسط دانشجویان شبانه تکمیل می شوند روبرو می شوند.

از سوی دیگر بسیاری از دانشجویان روزانه برای آنکه بتوانند واحد های باقیمانده را اخذ نمایند اقدام به واریز وجه نموده اند با این امید که بتوانند با مراجعه به دانشگاه وجوه پرداختی خود را مسترد دارند. این درحالی است که دانشجویانی که امکان مراجعه به دانشگاه در فردای روز انتخاب واحد را داشته اند با در های بسته و غیبت مسئولین آموزش دانشگاه مواجه میگردند و در موارد دیگر که مسئولین حضور داشتند با برخوردهای نامناسب مسئولین و توهین های آنها مواجه میشوند. در انتها هم پس از شنیدن داد و فریاد ها و انواع اقسام  اهانت ها مجبور به ترک دفتر می شوند و از خیر گرفتن پولی که داده اند می گذرد.

این در حالی است که عده ای از دانشجویانی که به ناحق واحد زیادی به انها نرسیده برای گرفتن مابقی واحدها باید ملتمس مسئولین مربوطه شوند تا بلکه برای گرفتن چند واحد با آنها همکاری کنند. شنیدن عباراتی نظیر شما دانشجو نیستید، سر وقت کارتان را انجام نمی دهید، مدام در حال غر زدن هستید در این لحظات برای دانشجویان بی گناه امری کاملا طبیعی است.

مشکل تعجب آور دیگری که عده ای از دانشجویان با آن موجه شدند، این بود که در روز حذف اضافه، اجازه حذف نمودن دروس اخذ شده داده نمیشود و جای سوال است که به چه  عنوانی دانشجویان از این حق بدیهی محروم میشوند.

جای سوال است که آیا برتری داشتن دانشجویان شبانه بر روزانه چیزی جز  برتری پول بر علم است؟ یعنی آن کسی که برای رتبه خود زحمت کشیده باید رنج کشیده و اهانت بشنود اما کسی که با زحمت کمتر و پرداخت پول بیشتر وارد دانشگاه شده است باید به راحتی به همه واحد های مورد نظر خود برسد؟

آیا پس از محرز شدن اشتباه سیستم، دانشگاه وظیفه ای جز عذرخواهی از دانشجو دارد یا مسئولین وظیفه خود می دانند با اهانت به دانشجویان، آنها را مقصر عملکرد اشتباه  سیستم آموزشی خود نشان دهند؟


منتشر شده در رجانیوز

منتشر شده در عطنا

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

  اخیرا علی مطهری در پاسخ به نامه آقامحمدی نماینده مردم خرم آباد که  از لحن صحبت و شیوه رفتاری تاسف بار او و کف گرگی زدنش به نمایندگان در مجلس انتقاد کرده است، تلاش نموده به توجیه اقدامات اخیرش پرداخته و اصرارش بر غیر قانونی خواندن حصر را پاسخ دهد.

مطهری در این نامه در توجیه کف گرگی زدنش نوشته است: 'گفته اید کجای قرآن اجازه – به قول شما - «کف گرگی» داده است؟ می گویم اولا «کف گرگی» در کار نبود، ثانیاً گاهی برای کسانی که می خواهند خفقان ایجاد کنند «کف گرگی» لازم است و ثالثاً می توانید به آیه 15 سوره قصص (فوکزه موسی فقضی علیه) مراجعه نمایید.'
 
توجه در این بخش از نامه مطهری بسیار جای تعجب دارد زیرا هنگامی که او حاضر است این عمل قبیح که نه در سطح فرزند یک اندیشمند و نه در شان یک نماینده مجلس شورای اسلامی است را به این نحو توجیه کند و در مواردی کف گرگی زدن را هم لازم بداند چرا به مسایل دیگر با این عینک و استدلال نمی نگرد؟
 
اگر با همین منطق آقای مطهری بخواهیم به مسایل دیگر بنگریم می توان مواردی را یافت که گاهی لازم باشند. مثلا با همین منطق میتوانیم بگویم که استقلال ملی لازم است اما گاهی لازم میشود که استقلال ملی خود را نادیده بگیریم! یا مثلا گرچه اختلاس قبیح است اما گاهی لازم میشود! و حتی گرچه آقای مطهری اصرار دارند حصر سران فتنه غیر قانونی است اما چرا با همین منطق خود نمیگوید گاهی حصر غیر قانونی نیز لازم است؟!
 
از سوی دیگر آقای مطهری در قسمت دیگری از نامه خود آورده است «کل حرف من این بود که حکم شورای عالی امنیت ملی برای مدت موقت و شرایط اضطراری است، اکنون که کشور در شرایط عادی است حصر خانگی نیاز به حکم قضایی دارد».
 
 جای بسی تعجب دارد که چطور یک نماینده مجلسی که باید قوانینی منطبق با قانون اساسی وضع کند از قانون اساسی غافل است.
 
آقای مطهری در حالی این ادعا را مطرح کرده است که بر اساس اصل 176 قانون اساسی، مصوبات شورای عالی امنیت ملی لازم الاجراست و مشخص نیست ایشان بر چه مبنایی ادعا میکنند که حکم شورای عالی امنیت ملی موقت است؟ چرا که قانون اساسی با اینکه در مقام بیان بوده است تنها به لازم الاجرا بودن مصوبات شورای عالی امنیت ملی اشاره کرده است و هیچ اشاره ای به موقت بودن آن نکرده است.
 
از طرف دیگر احتمالا جناب آقای مطهری در مقام یک قانون گذار مستحضرند که ناسخ احکام شورای عالی امنیت ملی مصوبات خود شورا است و تاکنون چنین حکمی از سوی شورا صادر نشده است. بنابراین نه تنها حصر سران فتنه هیچ تضادی با قانون اساسی و حکم شورای عالی امنیت ندارد بلکه کاملا منبطق با آن است و مشخص نیست آیا آقای مطهری از این اصل حقوقی بی اطلاع است یا ترجیح می دهد با در پیش گرفتن «تجاهل»، به هر قیمت از خود نام و نشانی در رسانه ها باقی بگذارد؟
 
آقای مطهری در قسمت دیگر این نامه با اشاره به آیه «فوکزه موسی فقضی علیه» (آیه 15 سوره قصص) شیوه جدیدی از استدلال را نمایان کرده اند.
 
او با استفاده از این آیه استنباط کرده است که می توان مجوز اقدام نادرستی مانند کف گرگی زدن به منتقدان را نیز از قرآن کریم استنباط کرد! اما عجیب اینجا است که وی  نمیتواند با همین شیوه در تحلیل، با مطالعه ماجرای حصر عایشه توسط امیرالمومنین ریشه تاریخی حصر در حال حاضر را دریافت کند؟
 
به هر صورت تعجب آور است که آقای مطهری که به گفته خود در این نامه، در سالهای جنگ تحمیلی به جای حضور در جبهه، مشغول به جمع آوری و چاپ کتب شهید مطهری بوده است چطور به گونه ای رفتار میکند که به نظر میرسد نه به تاریخ اسلام اشراف دارد و نه به اصول اولیه منطق؟ آیا با منطق آقای مطهری نمی توان گفت اگر گاهی کف گرگی زدن لازم است، پس گاهی اوقات نیز حصر لازم است؟!
منشر شده در رجانیوز
  • عبدالجواد کنعانی