رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 «صدای آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی در تمام گوشه و کنار دنیا هم‌چنان می‌پیچید: سگ‌های انگلیسی! از کشور ما خارج شوید و نفت ما را رها کنید...». این گفته حسین هیکل نویسنده مشهور مصری در مورد آیت الله کاشانی و نقش در رهبری نهضت ملی شدن صنعت نفت است.

گرچه لذت و خاطره نهضت ملی شدن صنعت نفت همواره به کام مردم ایران شیرین خواهد بود اما تلخی حوادث و رخ دادهای بعد از این قیام هیچ گاه از یاد ملت ایران نخواهد رفت. ملتی که به رهبری آیت الله کاشانی در این مسیر گام نهادند و با حمایت این عالم مبارز از دکتر مصدق به پشتیبانی از او اقدام نمودند تا توانستند این قیام را به نتیجه برسانند. اما رویکرد های غلط و اشتباه مصدق دیری نپائید که قیام ملی زیر لگد های محمد رضا شاه پهلوی از بین رفت.

علی رغم اینکه هیچ گاه ایران از منظر تاریخ نگاران کشوری مستعمره به حساب نیامده است اما نباید تلاش های کشور های غربی را برای استفاده از ثروت ها و منابع طبیعی ایران را نادیده گرفت. اقدامات شرکت نفت انگلیسی که منجر به نهضت ملی شدن صنعت نفت شد را باید در همین راستا مطالعه نمود. چرا که این شرکت استعمار خود را از سال 1280 در ایران آغاز کرده بود و نفت ایران را به مدت 50 سال نه بشکه ای، بلکه به صورت تنی خارج می کرد و در مقابل سود ناچیزی به مسئولان وقت پرداخت مینمود. حسین ملکی، مورخ در این باره می گوید: «انگلیس، نفت مجانی را از ایران می گرفت و تعجب اینکه، دولت و ملت ایران هیچ گاه نتوانست اطلاع پیدا کند که انگلیس چه مقدار نفت ایران را قبل از ملی شدن، مجانی و یا با قیمت پایین از ایران خارج کرده است.  لندن فقط در 9 سال قبل از ملی شدن صنعت نفت در ایران، حدود 40 میلیون پوند سود سهام و درآمد مالیاتی نصیب خود کرد».

اما بررسی های تاریخی همواره نشان میدهد که مردم ایران در هیچ دوره ای ساکت نشسته و با روشنگری نخبگان دینی در راستا کوتاه نمودند دست بیگانگان از ثروت های ملی گام بر میداشتند. قیام هایی که با رهبری رهبرانی مانند مرحوم ملاعلی کنی با منطقی صحیح، برآمده از منطق و پشتوانه‌ی دینی، مانند قاعده‌ی نفی سبیل، به استناد آیه‌ی «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، در مقابل سلطه گری ها ایستادگی کرد.

در همین راستا باید نهضت ملی شدن صنعت نفت را نیز در همین چهارچوب مورد ارزیابی قرار داد. چرا که با توجه به بافت مذهبی جامعه ایران همواره علما و نخبگان دینی در روشنگری توده های مردم نقش حائز اهمیتی داشته اند به گونه ای که با اطمینان میتوان ادعا کرد که اگر پشتیبانی و همراهی علما و بزرگانی همانند آیت الله کاشنی در این قیام نبود، هرگز نتیجه به دست آمده حاصل نمیشد. در همین خصوص مقام معظم رهبری میفرمایند:

«مرحوم کاشانی کسی است که به کمک او دکتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حرکت جلب کنند؛ و الّا حمایت مردم جلب نمی‏شد. کسی مصدّق را نمی‏شناخت؛ کسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‏دانست».

از سوی دیگر بعد از پیام آیت الله کاشانی که توسط دکتر مصدق در مجلس ملی قرائت شد اجتماعی بزرگ از مردم در مسجد شاه (سابق) گرد هم آمدند و در آن سخنرانان در ارتباط با ابطال قرار داد نفت 1312 شمسی به سخنرانی پرداختند و خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند. به دنبال این اقدام بود که رزم آرا واکنش تندی از خود نشان داد و اظار کرد:

«اگر زیاد پافشاری کنند مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد».

سرانجام این اقدامات که به پشتوانه مردم و رهبری مذهبی سیاسی آیت الله کاشانی و حمایت او از دکتر مصدق اصل ملی شدن صنعت نفت در 24 اسفند 1329 به مجلس شورای ملی ارائه شد و در 29 اسفند در مجلس سنا به تصویب رسید.

اما جای تامل است که با وجود اینکه مردم در سی تیر به خیابان ها ریختند و به فرمان شخص آیت الله کاشانی تا پای جان برای بازگشت مصدق به نخست وزیری مقاومت نمودند و درحالیکه آیت الله کاشانی در برابر تطمیع و تهدید به قتل از طرف قوام مقاومت نمود و حاضر نشد هیچ کس (حتی از جبهه ملی) به جز دکتر مصدق به نخست وزیری برسد، چه عاملی باعث شکست نهضت شد و موجب گردید روند قرار گرفتن حاکمیت ایران در دستان مردم با تاخیری نزدیک به ۵۰ سال روبرو شود.

در این راستا میتوان یکی از علل تاثیر گذار در شکست نهضت را تحلیل نادرست در شناخت رهبری نهضت عنوان نمود. چرا که خطای فاحش مصدق در خصوص این نهضت برخاسته از برداشتی انحرافی از ماهیت جامعه ایران و نهضت مبارزاتی ملت بود که در آن تاکید بر اسلام و آموزه‌های دینی، کمرنگ دیده می شد و تلاش داشت تا با عنوان مجعول و محدودی چون 'ملی‌گرایی' تحلیل شود. این در حالی بود که به اعتراف تمامی کارشناسان و محققین منصف این رهبری مذهبی و در راس آن پیشوایی آیت الله کاشانی بود که موضوع ملی شدن صنعت نفت را به یک جنبش اجتماعی و نهضت مردمی مبدل نمود و اگر رهبری و هدایت ایشان نبود, نهضت در همان مراحل ابتدایی شکل گیری ناکام می‌ماند.

از سوی دیگر یک روز قبل از کودتای 28 مرداد 1332 آیت الله کاشانی علیرغم تمامی بی مهری ها و اذیت هایی که از طرف دکتر مصدق و طرفداران او دیده بود ، در نامه ای خطر وقوع کودتا را به دکتر مصدق گوشزد نموده و به او پیشنهاد همکاری و اتحاد در جلوگیری از توطئه های دشمنان را می دهد، اما در مقابل مصدق با ادامه رویکرد خود در نامه ای مینویسد «مرقومه حضرت آقا به وسیله آقای حسن زیارت شد. این جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام».

این اشتباه محاسباتی مصدق که گمان میکرد پشتیبانی مردم به خاطر شخص اوست و این همراهی همواره ادامه پیدا خواهد  کرد باعث شد که در کودتا 28 مرداد کار ساز شود. در همین راستا مقام معظم رهبری با اشاره به نقش مرجعیت دینی در جامعه ایران اسلامی میفرمایند:

«ملت ایران را سرانگشت روحانیت - کسی مثل آیةاللَّه کاشانی - وادار میکرد که صحنه‌ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد. در ۲۸ مرداد که کاشانی منزوی و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند. پس از آن، دیکتاتورىِ محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست‌وپنج سال این ملت زیر چکمه‌های دیکتاتوری او لگدمال شد و ملی شدن صنعت نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است.»

 

بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت انگلیسی ها سعی کردند تا با وارد نمودند فشار های مالی و تحریم ها اقتصادی دولت مصدق را از پای در آورند. اعتماد به امریکایی ها مهمترین و تاثیر گذار ترین عامل شکست مصدق و دولت او بود. وی گمان میکرد تا با پناه بردن به دامان امریکایی ها میتواند از پس فشارهای وارد شده برآید اما دیری نپائید که ثمره این اعتماد را در 28 مرداد مشاده نمود.در همین راستا مقام معظم رهبری فرموده اند:

«هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکاییها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکاییها متوسّل شد؛ آمریکاییها به جای اینکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند.»

منتشر  شده در رجانیوز


  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

گرچه دولت یازدهم به علت بالا گرفتن سطح اعتراضات در میان مراجع و علما از دولت سفر خراسان شمالی خود را به تاخیر انداخت و برنامه سفری خود را به این شهر تغییر داد اما این سفر حاشیههایی داشت که به نظر میرسد مزیدی بر علت نارضایتیها در قم باشد، و شاید یکی از مهمترین حاشیههای دیدار روحانی، دیدار وی با تشکلی غیرقانونی بود که علاوه بر وزن و جایگاه غیرقابل توجه اش در حوزههای علمیه، متشکل از افرادی بود که به صورت میدانی در فتنه نقش آفرینی کرده و حتی برخی سابقه محکومیت در فتنه ۸۸  را نیز در کارنامه دارند.

به گزارش رجانیوز در دیداری که رئیس جمهور با مجمع غیر قانونی محققین و مدرسین قم داشت ضمن اعلام نیازمند بودن دولت به ارتباط با بزرگان و فضلای حوزه، اعضای این تشکل را از اساتید و بزرگان خطاب کرد و گفت:

دیدار رئیس جمهور با مجمع غیرقانونی محقیق و مدرسین حوزه علیمه قم

«شما اساتید و بزرگان می‌توانید با قرار دادن نتایج تحقیقات و پژوهش‌های علمی خود در اختیار دولت‌، به دولت در زمینه‌های مختلف کمک کنید».

این دیدار در حالی صورت گرفته است که از تصمیم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب برای تعطیلی این گروه قریب به چهار سال گذشته است. چرا که در جلسه ای که کمیسیون ماده ۱۰ قانون فعالیت احزاب مورخ ۲۳/ ۱۲/ ۸۹ برای بررسی ادامه فعالیت این گروه تشکیل داد، موضع گیری ها و روند فعالیت این گروه مغایر با قانون تشخیص داده و در نهایت تصمیم به توقیف پروانه این گروه گرفته شد.

 

علی ایازی عضو مجمع محققین در همایش بزرگداشت منتظری و بازرگان در مالزی

در همین راستا در نامه ای که در آن زمان محمود عباس‌زاده مشکینی ، مدیرکل سیاسی وزارت کشور و دبیر کمیسیون ماده ۱۰ قانون فعالیت احزاب و جمعیت‌ها، به هیأت موسس این مجمع نوشته بود، علاوه بر اینکه این گروه مجمع عمومی خود را تشکیل نداده است و انتخاب شورای مرکزی را برگزار نکرده است گفته بود:  «... با توجه به صدور بیانیه‌های مختلف در فضای مجازی با عنوان گروه در حمایت و دعوت به تجمعات غیرقانونی منجر به اخلال در نظم و ایراد خسارت مالی و جانی به شهروندان که در راستای منافع بیگانگان تدارک دیده می‌شود کمیسیون مذکور مقرر نمود پرونده آن گروه و مستندات مربوطه به استناد بندهای الف، ه، ز، ح ماده ۱۶ قانون احزاب برای انحلال پروانه گروه به دادگاه ارسال شود. بدیهی است با توجه به فقدان شورای مرکزی منتخب برای پذیرش مسئولیت قانونی گروه و توقیف پروانه فعالیت، هیچ گونه فعالیتی با عنوان مذکور محمل قانونی نخواهد داشت.»

واکنش مجمع در مقابل این تصمیم ، نامه ای بود که در ضمن اعلام اینکه فعالیت خود را شرعی و قانونی میداند، فعالیت‌های خود را ادامه خواهد داد.

محمدجواد اکبرین عضو مجمع محققین در کنار آیت الله منتظری

بررسی موضع گیری های غلط و با انگیزه های خاص مجمع و یا اظهار نظر های شخصی اعضا بیش از آنکه فعالیت یک تشکیلات مربوط به امور روحانیت را در ذهن متبادر کند گویای یک فعالیت حزبی با جهت گیری های افراطی است. این امر در انتخاب و حضور افراد در این مجمع هم به خوبی نشان داده است. چنانکه حضور افرادی چون موسوی تبریزی، مسعود ادیب، محمد تقی فاضل میبدی، عبدالرحیم سلیمانی و ... که همگی از افراد مساله دار هستند، در راس این مجمع گواه این مدعاست.

اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به خصوص در فتنه سال ۸۸ چهره حقیقی خود را آشکار کردند و با سخنرانی ها و شرکت فعال در اغتشاشات تهران، قم و اصفهان به حدی افراط کردند که کار به دستگیری و زندان کشیده شد،  اما بلافاصله پس از آزادی فعالیت های تخریبی خود را در حوزه و حتی برخی دانشگاه های قم ادامه دادند.

در همین خصوص میتوان به محمد جواد اکبرین یکی از اعضا این مجمع  اشاره کرد. وی که از شاگردان حسینعلی منتظری بود و به دلیل اقدام علیه امنیت ملی تحت پیگرد قضایی قرار داشت از کشور گریخت و به مالزی رفت.

همچنین میتوان از محمد علی ایازی یکی دیگر از اعضای این گروه نام برد. وی در نشستی که به بهانه سالگرد مهدی بازرگان و حسینعلی منتظری و با حضور فتنه گران در مالزی برگزار شده بود به سخنرانی پرداخت. در این نشست که در واقع میتینگی سیاسی برای حمایت از گروهک مسعود رجوی بود گفت: عملکرد آیت الله منتظری در دفاع از حقوق مخالفان خود را یک خصیصه‌ای والا‌تر از مداراجویی دانست و با ذکر خاطراتی مصمم بودن ایشان برای اعتراض به اعدامهای غیر قانونی تابستان ۱۳۶۷، او را در دفاع از حق مصم توصیف کرد.

از سوی دیگر در ایام فتنه سال ۸۸ وی با تولید استفتائاتی با مضمون تقلب در انتخابات و ارسال آنها به دفتر مراجع و انتشار گسترده پاسخ آن در برخی از رسانه ها به دنبال مدیریت این جریان بود. وی حتی پای را از این هم فراتر گذاشته بود و با حضور در آشوب های خیابانی سال ۸۸ قم به همراه گروه چماق به‌دست و آشوبگر به جهت برهم زدن امنیت مردم در خیابان‌های تهران حاضر شده بود.

مسعود ادیب نیز یکی دیگر از اعضا مجمع محققین به شمار می آید. او که عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه مفید و یکی از اعضای ثابت جلسات ماهیانه بنیاد باران است، در جریان انتخابات سال ۸۸ ریاست ستاد موسوی را در قم بر عهده داشت. همچنین او نیز همانند ایازی در آشوب های خیابانی سال ۸۸ نقش جدی داشت.

بررسی این موارد این سوال را در ذهن مطرح میکند که روحانی با این دیدار چه هدفی را پیگیری میکند. چرا که مشی افراطی و ساختار شکنانه این گروه با شعار اعتدال دولت نتنها هم خوانی ندارد بلکه نمایان گر وجود قرابت های فکری در میان دولت و افراطیون است.

محمد جواد اکبرین عضو مجمع محققین در کنار خواننده لس‌آنجلسی

شاید همین اشتباه دولت در دیدار به یک تشکل نه چندان با اهمیت در سطح حوزههای علمیه بود که موجب شد برخی از اعضای جامعه مدرسین قم حاضر به شرکت در نشستهای رئیس جمهور نشوند، چنانکه خبرگزاری حوزوی رسا در این باره گزارش داد: حسن روحانی پیش از ظهر پنج شنبه در دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حضور یافت و در جلسه فوق العاده و رسمی این نهاد حوزوی که با حضور شماری از اعضا و البته غیبت برخی اعضای دیگر همراه بود، شرکت کرد.

پیش از این رجانیوز در گزارشی دیدار رئیس جمهور با این تشکل حوزوی را تلاش برای وزن دهی به تشکلهای کم اهمیت حوزه برای تقابل با جامعه مدرسین ارزیابی کرده بود.


منتشر شده در رجانیوز
  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

گرچه در طول یک سال و نیم اخیر هر ماه حداقل یکی از وزرای دولت یا معاونان ریس جمهور راهی قم شده‎اند تا با ارائه گزارشهای خود رضایت مراجع را کسب کرده و اینطور وانمود کنند که دل حوزه را به دست آورده‎اند، اما بررسی این دیدارها و بیانات علما و مراجع عظام تقلید در مواجهه با مسئولین دولت تبدیر و امید، بعد از دیدارها نشان میدهد که چندان هم رضایتی از اقدامات دولت در میان مراجع وجود نداشته و ارکان حوزه علمیه قم، از رویکردهای دولت یازدهم خصوصا در حوزه فرهنگی نه تنها ابراز رضایت نکرده‎اند، بلکه بارها به طور صریح انتقادات خود را از سیاست های غلط دولت بیان کرده اند.

 حسن روحانی در حالی برنامه سفر استانی خراسان شمالی خود را لغو کرده است و بنا دارد که اواخر این هفته راهی قم شود که انتقادات هفته‎های اخیر مراجع تقلید نسبت به رویکرد های فرهنگی دولت یازدهم مسئولین دولتی را به تکاپو انداخته است، تا جایی که وزیر ارشاد در اظهار نظری توهین آمیز، این اظهار نظرها را «ناشی از اطلاعات غلط» معرفی کرده است.

این در حالی است که یک روز بعد از اعتراض گسترده علما و مراجع تقلید نسبت به سیاست های فرهنگی دولت یازدهم ، علی جنتی در اظهاراتی عجیب در اصفهان به این واکنش ها پاسخ داد و مدعی شد "اطلاعات مراجع تقلید و معترضان به رویکردهای فرهنگی دولت از روی اطلاعات غلط است!" و اتهام کانالیزه شدن مراجع تقلید و قضاوت آنها بر مبنای اطلاعات نادرست موجب ناراحتی برخی از علما گردیده است.

تمام این موارد باعث شد که رئیس جمهور، مشاور فرهنگی خود را به منظور دیدار با اکثر مراجع تقلید راهی قم کند تا شاید با این دیدار قدری از عدم رضایت علما کاسته شود. اما در این سفر هم علی رغم تلاش مشاور رئیس جمهور برای دیدار با تمامی مراجع تقلید،  حسام الدین آشنا تنها توانست با آیت الله نوری همدانی و آیت الله علوی گرگانی دیدار کند و موفق به دیدار با سایر مراحع تقلید از جمله حضرت آیت الله مکارم شیرازی نشد.

اما این انتقادات مربوط به روزهای اخیر نشده و یک بررسی اجمالی نشان می‎دهد که با وجود، حجم سنگین ترافیک سفر مسئولین دولتی به شهر مقدس قم، علما رضایت چندانی از عملکرد مسئولین دولتی نداشته و در چندین فقره هشدارهای جدی را برای دولتمردان صادر کرده‎اند.

آنچه در ادامه می‌آید تنها بخشی از هشدارها و تذکراتی است که علما و مراجع عظام تقلید در یک سال و نیم گذشته نسبت به وضعیت فرهنگی کشور ابراز داشته و از مسئولان دولتی خواسته‌اند رویه خویش را در حوزه فرهنگ اصلاح کنند

انتقاد از شیوه مواجهه دولت با منتقدین

عدم تحمل انتقاد ها و نحوه برخورد رئیس جمهور در مقابل منتقدین یکی از مواردی بود که علما را مجبور نمود تا نسبت به این اقدام واکنش نشان دهند. به طور مثال حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز در دیداری که با دکتر لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی، در شهریور سال ۹۳ داشتند ضمن بیان این که باید مشکلات دولت بیان شود به این نکته نیز اشاره کردند و گفتند:

«حتی انتقاد سازنده هم تلخ است و باید تلخی آن را تحمل کرد و پذیرفت و الا اگر نباشد اشتباهات تکرار می شود.»

آیت الله مصباح یزدی نیز در ۱۸ بهمن سال ۹۲ با اشاره به عدم انتقاد پذیری دولت گفتند:

«متهم به کم سوادی و بی‌فکری می‌کنند، دوست ندارید کسی به شما نصیحت و انتقاد کند، می‌گویید حق با مخالف است و انتقاد را دوست داریم ولی دروغ می‌گویید.»

انتقاد از بی تفاوتی دولت نسبت به دین مردم

اظهارات آقای روحانی در ۳ خرداد ۹۳ و در همایش بیمه همگانی، نیز یکی دیگر از مواردی بود که انتقاد مراجع را به دنبال داشت. رئیس جمهور در قسمتی از سخنان خود در این برنامه با زیر سوال بردن امر به معروف و نهی منکر اظهار داشته بود:

«این‌قدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد».

این اظهارات انتقادات شدید الحنی را از جانب علما به همراه داشت. به طور مثال آیت الله آملی لاریجانی با شاره به این که این تفکرات ناشی از لیبرالیته و مدرنیته است گفتند:

 «غربی‌ها معتقدند دولت‌ها باید بی‌طرف بوده و هیچ نقشی در تعیین ارزش‌ها ندارند و اینها ناشی از همان تفکر مدرنیته است. وقتی در یک جامعه مدرنیته رواج پیدا کند هر شخص فقط به خودش فکر می‌کند و همین باعث می‌شود تا امر به معروف و نهی از منکر و ایثار در فرهنگ لیبرالی معنی نداشته و از درجه ارزش ساقط شود.»

حضرت آیت الله مصباح نیز در همین زمینه در خرداد ۹۳ گفته بودند:

«اینکه عده‌ای بگویند دولت وظیفه‌ای برای دین مردم ندارد، بلکه وظیفه دولت فقط برداشتن تحریم‌ها و آن هم نه با مقاومت، بلکه از راه دیپلماسی است، بر خلاف خط امام (ره) است. مگر امام (ره) برای تحریم و اقتصاد قیام کرد؟ مگر این‌همه شهید برای شکم و تحریم، جان خود را فدا کردند؟ مگر نه این است که همه شهدا در وصیتنامه‌هایشان، اسلام و پیروی از امام (ره) را گوشزد کرده‌اند؟»

این درحالی است که رئیس جمهور تنها به این جملات بسنده نکرده بود و در جای دیگری از اظهارات خود که شائبه کنایه به علما از آن برداشت می شد، گفته بود:

«بعضی از مردم واقعا بیکارند، کار ندارند، شغل ندارند، دچار توهمات هستند، مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند، نه دین را می دانند چیست و نه می دانند آخرت چیست، اما همیشه غصه می خورند».

در همین راستا آیت الله مصباح فرمودند:

«اشخاصی که می‌گویند عده‌ای دین را نمی‌شناسند و متوهم هستند، اینها دین خود را با الهام از فرهنگ غربی تفسیر می‌کنند و شناخت آنها نسبت به دین، به گونه‌ای نیست که امام(ره) آن را معرفی کرد.»

این استاد حوزه در جای دیگری با اشاره به این اظهارات گفتند:

«برخی از افراد عمامه به سر که دارای مسوولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم درخصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آنها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آنها را متهم به توهم می‌کنند. باید از او پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان».

بی تفاوتی مسئولان نسبت به فعالیت های ساختار شکنانه

یکی دیگر از مواردی که اعتراض علما و مراجع را به همراه داشت انتشار مطالبی در توهین به مقدسات اسلامی در برخی نشریات بود. آنچه بیش از این مطالب ناراحت کننده می‌نمود، اظهارات مسئولان فرهنگی دولت بود که موضعی قاطعانه در برابر این دست مطالب نگرفتند و اتفاقا علما نیز به همین نکته اشاره داشتند. مقاله توهین آمیز رونامه بهار نسبت به ساحت امیرالمومنی(ع) و مطلب روزنامه آسمان در زیر سوال بردن حکم قصاص دو مورد از شاخص‌ترین این مطالب بودند.

 

آیت الله نوری همدانی در هشتم آبان‌ماه در همین رابطه چنین موضع گرفتند:

«هر کس در هر رشته‌ای تخصص دارد باید در همان رشته اظهار نظر کند در مسائل دینی نیز باید متخصصان آن اظهار نظر کنند نه این که فردی که چند کلاس درس خوانده به خود اجازه دهد این کار را انجام دهد. تخصص در احکام دین کار ساده‌ای نیست، از این رو هر فردی نباید به خود اجازه دهد در این عرصه قلم فرسایی کند. حضرت علی(ع) برای معرفی اسلام زحمات و مرارت‌های بسیاری متحمل شده است و تمام اینها در طول تاریخ ثبت و ضبط است؛ این فرد که اطلاعی از این مسائل ندارد و عقیده درستی هم ندارد چرا این گونه مسائل را بیان می‌کند؟»

 

آیت الله مهدوی کنی هم در ۱۳ اسفند نسبت به انتشار اینگونه مطالب چنین گفتند:

«بعضی‌ها چیزهایی می‌نویسند و حریم‌ها را می‌شکنند و تخلف می‌کنند در حالی که باید حریم‌ها را حفظ کرددر داخل نباید مسائلی به وجود آید تا حریم‌ها شکسته شود ضمن اینکه مسئولین محترم نیز نسبت به این قضیه اتفاق نظر دارند و باید مراقب باشیم تا حریم‌ها شکسته نشود»

 

آیت الله سبحانی نیز یک روز بعد اینگونه واکنش نشان دادند:

«این روزها مجلات و روزنامه‌ها چیزهای می‌نویسند، که انسان تعجب می‌کند، در نشریه‌ای به امیر‌المؤمنین(ع) توهین شده و یا احکام نورانی قرآن را زیر سوال می‌برند.  ذره‌ای نباید نسبت به فعل و عمل و کارکردهای این نشریات راضی باشیم، چراکه قلب انسان یا جایگاه شیطان است و یا جایگاه حق و حقیقت»

 

در واقع این نوع رفتار مسئولان دولتی بود که جریان‌های خاص را به این گمان انداخت که حالا فضا باز شده و گفتن هر سخنی و نوشتن هر چیزی آزاد است. سخنان موهن سعید رضوی فقیه یکی از این دست سخنان بود که با واکنش آیت الله نوری همدانی در دوازدهم اسفند ماه مواجه شد:

«همه کسانی که در این ماجرا(اظهارات سخیف رضوی فقیه)  دخیل بودندباید به نحوی گوشمالی داده شوند تا درس عبرتی برای سایرین باشد و دیگر هیچ کس در هیچ کجا جرأت تکرار چنین اقدامی را نداشته باشد؛ ما منتظر اقدامات بعدی مسؤولان هستیم»

آیت الله مکارم شیرازی هم نسبت به خیال خام جریان‌های پیش گفته در چهارم آذر چنین واکنش نشان داده بودند:

«عده‌ای گمان نکنند، در دولت جدید همه مسائل را می‌توانند تغییر دهند. در مقاله‌ای که در روزنامه بهار منتشر شده، آمده بود که علمای اسلام جاهل‌اند که بر مسئله غدیر تأکید می‌کنند و سوال اینجاست که چرا گفته می‌شود این روزنامه را تعطیل نکنید»

وی در ادامه با اشاره به برخی سخنانی که از وزارت ارشاد شنیده می‌شود، گفتند:

«بعضی از این سخنان نگرانی‌هایی را به دنبال داشته؛ نمی‌دانم اگر بحث عفاف و حجاب به دست ارشاد سپرده شود کاری صورت می‌گیرد یا تعطیل می‌شود. چرا گفته می‌شود ممیزی در کتاب نباشد یا اینکه روزنامه توهین‌کننده به حضرت علی(ع) تعطیل نشود یا اینکه اصرار به رفع فیلتر فیس‌بوک چه معنایی دارد؟

استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه این‌گونه حرف زدن موجب می‌شود ارشاد اسلامی به ارشاد غیراسلامی تبدیل شود، گفتند:

«در مقاله روزنامه بهار آمده بود که علمای اسلام جاهل هستند که بر مسئله غدیر تاکید می‌کنند و سوال اینجاست که چرا گفته می‌شود این روزنامه را تعطیل نکنید.برخی گمان نکنند که در دولت جدید همه مسائل را می‌توانند تغییر دهند.»

از سوی دیگر زمانی که حقوق شهروندی در دولت مطرح شد آیت الله مصباح فرمودند:

«اگر مطرح می شود که در آن بهائی و مسلمان، انقلابی و ضد انقلاب برابرند... باید احساس خطر کرد وقتی بعد از گذشت ۳۵ سال از انقلاب اسلامی، عالی ترین مقام کشور بعد از رهبری، سخنی بگوید که بنی صدر هم جرأت گفتن آن را نداشت. هرچند این عده سخن خود را در لفافه و به صورت غیرمستقیم بیان می کنند.»

شانه خالی کردن مسولان از انجام وظیفه خود

آیت الله مکارم شیرازی در شهریور ۹۳ و در ابتدای درس خارج فقه خود با انتقاد از سخنان ریس جمهور که اظهار داشته بود:

 «دولت از ابتدا معتقد بوده و امروز هم معتقد است که فرهنگ باید به اصحاب فرهنگ واگذار شود»

با اشاره به این سخنان فرمودند:

«اخیرا دولتمردان می گویند متولی این کار علما هستند و با این کار می خواهند خودشان را معاف کنند؛‌ در حالی که این اشتباه بزرگ است. باید این خیال را از سر بیرون کرد که تنها علما مسؤول موضوعات فرهنگی هستند، البته این مساله درست است اما اگر منحصر به آنها کنیم و بار از دوش خود برداریم اشتباه بزرگی است و امیدواریم این اشتباه دیگر تکرار نشود».

انتقاد از حذف ممیزی کتاب انتقاد از رفع فیلتر فیس بوک

 آیت الله مکارم شیرازی در چهارم آذر ماه و در دیدار با اعضای کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ضمن بیان سایر اقدامات نامناسب مسئولان فرهنگی دولت، به این موضوع نیز اشاره کردند و فرمودند:

«زمزمه این که سؤالی را مطرح می کنند که چرا روزنامه موهن به مولا علی(ع) تعطیل شده است، یا ممیزی در کتاب نباشد، یا اصرار راجع به این که فیس بوک باز شود اینها مسائل خطرناکی است، این وضع اگر ادامه یابد خطرناک است. ارشاد اگر بخواهد این مسیر را طی کند ارشاد غیر اسلامی می شود. شما باید محکم در برابر این گونه موضوعات بایستید، چراکه اگر این گونه نباشد به جای این که کمک به ارشاد اسلامی کند خلاف آن را کمک می کند. ما بارها نسبت به این مسائل تذکر و هشدار داده ایم و هزینه های آن را نیز می پردازیم.»
 

انتقاد از رویه دولت در تخریب دولت گذشته

هنگامی که دولت نتوانست در زمینه های اقتصادی موفقیتی کسب نماید و به وعده خود برای رفع مشکلات اقتصادی در صد روز موفقیتی کسب کند راه انتقاد از دولت سابق را در پیش گرفتند و با بیان نقاط ضعف دولت دهم عدم موفقیت خود را بر گردن دولت سابق انداختن. این رویکرد موجب عدم رضایتآیت الله جوادی آملی شد که در دیدار اسحاق جهانگیری نسبت به آن اعتراض نمودند.ایشان با اشاره به مسائل داخلی کشور، عنوان کردند:

«گفتن و دیدن نقاط ضعف دیگران مصلحت نیست و گذشته، گذشته است، فقط باید با تلاش و کوشش، نیازها را ببینیم و کار و فعالیت خودمان را افزایش دهیم تا پیشرفت کنیم.»

 

انتقاد از اظهار عدم تفاوت میان هنرمند ارزشی و غیر ارزشی

اظهارات رئیس جمهور در ۱۸ دی ۹۲ در جمع تعدادی از هنرمندان باز هم انتقادات تندی را به دنبال داشت. در آن جلسه حسن روحانی با مطرح کردن رویکرد کلان دولت به هنر گفت: «تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی‌معناست.»

این اظهارات نیز واکنش هایی را در میان مراجع و علما به دنبال داشت. به طور مثال آیت الله مصباح در دیداری که با دادستان قم در ۱۵ اسفند سال ۹۲ داشت با اشاره به این اظهارات تحیر آور ریس جمهور فرمودند:

«متأسفانه دولت جدید نیز‌‌ همان سخنی را می‌گوید که آن دولت (هشتم) بیان می‌کرد و حتی در این دولت به صراحت بیان شده که وظیفه ما اعتلای هنر است و کاری به دین نداریم؛ لذا از هنرپیشه زمان شاه هم به خاطر هنرش تقدیر می‌شود، و این رفتار‌ها یعنی کاشتن نهالی که ثمره‌اش فتنه دیگری خطرناک‌تر از فتنه ۸۸ را رقم می‌زند.»

 

انتقاد از عزل و نصب های وزیر علوم

یکی دیگر از مواردی که اعتراض گسترده علما را با خود به دنبال داشت اقدامات دولت در معرفی وزیر پیشنهادی علوم و به تبع آن انتقاد از اقدامات وزیر علوم بود. آیت الله مکارم شیرازی در همین زمینه در حرم امام رضا فرموده بودند:

«شعار رئیس جمهور محترم اعتدال بود؛ ولی از برخی وزارتخانه‌ها خبرهای ناخوشایندی از عزل برخی نیروهای ارزشی به گوش می‌رسد؛ به خصوص وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی که آینده و اکنون سیاست و اقتصاد و فرهنگ کشور به آنها وابسته است» …

این هشدارها مورد توجه وزیر علوم قرار نگرفت و همین موجب ناراحتی عده ای از مراجع گشت. به گونه ای که در سفری که وزیر علوم به قصد ملاقات با مراجع به قم داشت، مورد انتقاد شدید مراجع واقع شد و حتی آیت الله مکارم شیرازی حاضر به پذیرفتن و دیدار با نشدند.

آیت الله مکارم شیرازی علت عدم دیدار خود با وزیر علوم را عزل و نصب های گسترده در این وزارت خانه عنوان کرده بودند و در توضیح آن می گویند:

«دیدار با وزیر به معنای تایید عزل و نصب‌‌ها بود و به همین دلیل ‏در پیشگاه خداوند مسئول می‌بودم به همین دلیل دیدار را نپذیرفتم»

آیت الله سبحانی نیز در همین زمینه در پایان در خارج فقه خود در مهر ۹۲ فرمودند:

«متأسفانه اولین کاری که سرپرست وزارت علوم با ورودش به مسؤولیت و قبل از تعیین وزیر انجام داده است، این است که این دو نفر را که خدمت اسلامی به کشور کرده اند را برکنار کرده است. مسؤول بودن، طعمه چرب و نرمی نیست که مسؤول گمان کند، به هر گونه که خواست می تواند در آن دخل و تصرف کند.قرار نیست اگر دولتی آمد، همه را عوض کند، بلکه اگر اصلحی سراغ دارد، او را به جای صالح بگذارد.»

 

انتقاد از هزینه از بیت المال برای ضیافت همسر رئیس جمهور و جشنواره های غیر اسلامی

بعد از ضیافتی که همسر رئیس جمهور در کاخ سعد آباد برگزار نمود و حواشی متعددی به دنبال داشت، در دیداری که رئیس و اعضای اتاق بازرگانی ایران  در اردیبهشت ۹۳ با آیت الله صافی گلپایگانی داشتند، ایشان با انتقاد از این هزینه ها فرمودند:

«در امور مملکتی باید بیش از همه مراقب باشیم که از بیت‌المال آنطور که باید و شاید استفاده نماییم نه اینکه هزینه‌های زیادی را از بیت‌المال برای بعضی از مصارف غیرقانونی و یا خلاف شرع بپردازیم.»

همچنین در دیدار وزیر کشور در بهمن ۹۲ نیز از هزینه برای برخی جشنواره هایی که در آن ها خلاف شرع رخ میدهد و فاصله جدی با انقلاب دارند انتقاد کردند و فرمودند:

«متأسفانه بعضی از جشنواره‌های این دهه که با پول بیت‌المال انجام می‌گیرد خلاف شرع است و با اصل انقلاب فاصله دارد»

انتقاد از شیوه مواجهه مسئولان با دشمنان

آمریکا میتواند به یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیاندازد. این اظهارات محمد جواد ظریف در دانشگاه تهران بود که به دنبال خود واکنش های متعددی را به همراه داشت. آیت الله مکارم شیرازی نیز در جلسه ای با انتقاد از خلا عزت نفس در میان مسئولان در مقابله با دشمن لب به انتقاد گشودند و فرمودند:

«گفته‌اند که اگر آمریکا حمله کند، ظرف ۱۰ دقیقه چه‌ها که نمی‌شود، ازاین‌رو رئیس جمهور باید به وزرا گوشزد کند که چه ادبیاتی را به کار ببرند زیرا در مقابل دشمن باید از عزت و امیدواری صحبت کنیم و امیدوارم هر دو طرف مسائل را رعایت کنند تا اتحاد در کشور بیشتر شود.»

آیت الله نوری همدانی در دی ۱۳۹۳ نیز از رفتار وزیر امور خارجه در دیدار با امریکایی ها و پیاده روی با کری انتقاد کرده و فرمودند

وقتی آنها در حال ستیز با ما و مقدسات اسلامی هستند، این گونه مسافرت ها چه معنایی دارد؟ به عقیده بنده در چنین شرایطی باید به دنبال تجدید نظر در روابط خود با این کشورها باشیم نه مسافرت.


انتقاد از صدور مجوز برای تک خوانی زنان

آخرین اقدامی که این روزها واکنش های بی سابقه و تندی را به همراه داشت مساله صدور مجوز برای تک خوانی زنان بود. به نحوی که آیات عظام صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانینسبت به این رویکرد خطرناک هشدار دادند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی در حاشیه درس خارج فقه با اشاره به اتفاقات رخ داده در حوزه فرهنگ از صدور مجوزهای خلاف شرع از سوی وزارت ارشاد ابراز نگرانی کرده و گفتند:

«مردم با ایمان و دلسوزان انقلاب اسلامی توقع دارند مسئولین وزارت ارشاد به وظایف دینی خود عمل نموده و جلوی منکرات و محرّمات را بگیرند. وزارت ارشاد اسلامی وظیفه بسیار سنگینی بر عهده دارد و شیوع بعضی از منکرات در جامعه موجب تضعیف نظام اسلامی است. منکر هرگز با مجوّز نهادی، معروف و مشروع نخواهد شد.»

آیت الله مکارم شیرازی نیز با انتقاد از رویکرد حاکم بر وزارت ارشاد، اقدامات نسنیجده و نادرست وزارت ارشاد که زمینه کمرنگ شدن این ارزش‌ها را فراهم می‌کند انتقاد کرد و گفتند:

«وزارت ارشاد ارزش‌های انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا می‌گذارد، داد مردم بلند شده؛ همه روز شکایات و گلایه‌های متعدد به دفتر ما می‌رسد که وزارت فرهنگ ارشاد که پسوند اسلامی را هم یدک می‌کشد چرا ارزش‌های انقلاب را یکی بعد از دیگری زیر پا می‌گذارد.»

وی خطاب به دست اندرکاران وزارت ارشاد با بیان این که مردم بویژه مردم انقلابی را عصبانی و ناراضی نکنید، گفتند: «همین مردم انقلابی بودند که انقلاب کردند؛ ناراحت کردن آنها خوب نیست زیرا مسئولان ارشاد به مسائل بی‌اهمیت و بی‌ارزش اهمیت می‌دهند، مردم از ما توقع دارند که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود و افرادی که در وزارت ارشاد هستند مردم انقلابی را ناراحت نکنند، روی مردم انقلابی باید بیش از همه حساب کرد.»

آیت الله نوری همدانی از مراجع عظام تقلید نیز با اشاره به صدور مجوز برای تک خوانی زنان از سوی وزارت ارشاد، این اقدام را محکوم کرده و گفتند:

«این انقلاب اسلامی و دینی است؛ حضرت امام(ره) بارها تاکید می کردند ای علما به داد اسلام برسید، هر جریانی که بر خلاف امام و اسلام باشد مورد تایید نیست، ما اجازه نمی دهیم برخی مسائل خلاف شرع با صدور مجوزهایی که ارشاد برای آن می دهد معمول و مرسوم شود و جلوی آن را می گیریم زیرا خواندن زنان در برابر مردان به نص صریح قرآن حرام است و در این بین فرقی بین تک‌خوانی و همخوانی وجود ندارد؛ بنابراین وزارت ارشاد حق ندارد چنین مجوزی بدهد، مردم نیز چنین اجازه‌ای را به آنها نمی دهند». 

آیتالله علوی گرگانی از دیگر مراجع تقلید قم نیز با اعتراض نسبت به تک‌خوانی خواننده‌های زن در کشور و مجوز وزارت ارشاد به انتشار آلبوم تک خوانی بانوان، گفتند:

«نباید اجازه دهیم برخی‌ها اهداف امام و انقلاب را به بیراهه بکشانند و عزت زنان جامعه را به بازی بگیرند چرا که یکی از اهداف امام خمینی(ره) از انقلاب اسلامی تکریم زن و مقام زن در جامعه است.»

آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با توصیه به رئیس جمهور محترم از وی خواست در موضع گیری ها و سخنانی که ایراد می کند مواظب باشد تا خدای ناکرده برای کسب رضایت بخشی از مردم ، از منویات مقام معظم رهبری و آرمانهای امام راحل، زاویه پیدا نکرده و اعتمادی که مردم به ایشان کرده اند با موضع گیریهای خاص و بیان برخی مسائل، خدشه دار نگردد. 
 
وی خطاب به رئیس جمهور افزود: شما باید بدانید اعتمادی که مردم به شما کرده اند با تنفیذ مقام معظم رهبری، مشروعیت پیدا می کند. مطمئن باشید با اتخاذ چنین رویه ای بخش عمده ای از جامعه را از دست خواهید داد و خدای ناکرده آهسته آهسته محبوبیتتان آسیب می بیند. 
 
او همچنین با هشدار به برخی وزرای دولت یازدهم به ویژه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرد: در حوزه کاری خودتان منافع اسلام ، منافع انقلاب و منافع کشور را بر همه چیز مقدم بدارید. وقتی می گوییم منافع اسلام؛ یعنی مسلمات دینی و احکام شرعی که مراقبت از آنان وظیفه هر مسلمانی است و اگر نسبت به آنها کوتاهی ، سستی یا مخالفتی بشود مردم ما ساکت نخواهند نشست و در درجه اول مقامات روحانی و عالی و بخصوص مراجع معظم تقلید سکوت نخواهند کرد. 
 
وی اضافه کرد: بنده بالاخص به وزیر ارشاد تذکر می دهم که آقای وزیر ارشاد! به معاونت موسیقی تان تذکر بدهید که موسیقی در اسلام حرام است. شما نمی توانید موارد شبهه را تشخیص بدهید. تمسک به موارد شبهه موجب می شود آهسته آهسته مرزها را زیر پا بگذارید و به عنوان مشتبه در حرام بیافتید. 
 
آیت الله یزدی تصریح کرد: تک خوانی زن بدون تردید حرام است. همه مراجع هم مخالف هستند، حتی همخوانی هایی که در بینش تک خوانی زن باشد هم حرام است. ترویج موسیقی اصولاً حرام است. 
 
یزدی ادامه داد: متأسفانه می بینیم وزیر ارشاد هر روز یک سری جشنها برگزار می کند و هزینه هایی را بر بیت المال تحمیل می کند. آقای وزیر ارشاد! بدانید با این کارها محبوبیت خودتان را در پیش متدینین و مراجع معظم از دست خواهید داد. آقای وزیر! مراقب باشید، رانت پدرتان را از بین نبرید. اگر از رانت پدرتان به وزارت رسیده اید مراقب باشید به وظیفه خودتان عمل کنید و اگر به وظیفه تان عمل نکردید منتظر حمایت نباشید بلکه منتظر مخالفت باشید و بدانید با راهی که پیش گرفته اید فردا _ پس فردا اگر مراجع علیه شما چیزی بگویند در آینده هم نمی توانید زندگی درستی داشته باشید. 
 
وی اضافه کرد: من مدتهاست سکوت کرده ام. من مدتها در این نظام حرفی نزده ام، اما امروز می خواهم از فرصت استفاده کنم و به شما بگویم آن مرد و زنی که حتی بچه به بغل می آید و در راهپیمایی شرکت می کند به خاطر من و شما نیست که می آید به خاطر اسلام ، نظام، انقلاب، امام، رهبری و دین است که می آید. شما خودتان را گم نکنید اگر چند روزی در موضع قدرت قرار گرفته اید مواظب باشید حریم اسلام را حفظ بکنید و بدانید اگر حکومت، پشتوانه مردمی اش را از دست بدهد اساس آن آسیب می بیند و شما در پیشگاه الهی مسئول خواهید بود.
 
 
منتشر شده در رجانیوز
  • عبدالجواد کنعانی