رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 
«ما در برابر 'تعامل'،‌ تعامل و در برابر 'حسن‌نیت'، حسن نیت و در برابر 'احترام'، احترام می‌خواهیم. اعلام می‌کنیم طرف ما در مذاکرات سنا و مجلس نمایندگان آمریکا نیست بلکه ‌مجموعه 1+5 است.» این بخشی از سخنان امروز حسن روحانی در ورزشگاه شهید عضدی گیلان می باشد.

حسن روحانی در حالی این اظهارات را بیان میدارد که نمایندگان دموکرات و جمهوری‎خواه کنگره، چند روز بعد از قرائت بیانیه لوزان، لایحه‎ ضد ایرانی خود را که اوباما وعده وتوی آنرا به مذاکره کنندگان ایرانی داده بود، به تصویب رساندند، این در حالی است که سخنگوی کاخ سفید نیز گفته است اوباما مانعی برای امضاء این لایحه و تبدیل آن به قانون رسمی امریکا ندارد.

گرچه در طول دوازده سال گذشته حسن روحانی و اطرافیان او در اصلی ترین جایگاه تیم مذاکرات هسته ای ایران با کشور های غربی بوده اند و از سوی دیگر درمدتی که مسئولیتی در این زمینه نداشتند از منتقدین مسئولان وقت محسوب میشدند، اما به جرئت میتوان ادعا نمود تجربه این دوازده سال نشان داده است که رویکرد فکری تیم روحانی هیچ گاه دست آورد مطلوبی کسب نکرده است. رویکردی که با بها دادن بیش از حد به طرف آمریکایی و همه کاره دانستن آن در صدد بود تا به توافق با آنان خواسته خود را محقق نمایند. رویکردی که حسن روحانی در شعار های انتخاباتی خود در اردیبهشت سال 92 آن را به وضوح مطرح کرده بود:

«آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند، با کدخدا بستن راحت‌تر است و حالا که رهبر انقلاب در سخنان اول فروردین امسال راه مذاکره را باز گذاشتند دولت بعد با رعایت خطوط قرمز می‌تواند این رابطه را برقرار کند».

این اقدام کنگره و سکوت اوباما در برابر این لایحه، که چندان دور از پیش بینی نیز نبود، نمایان گر یک تقسیم کار دقیق میان کاخ سفید و کنگره امریکا میباشد. و مشخصا نشان گر ثبات روکرد امریکا در مقابل ایران است و گرچه دموکرات ها در ظاهر با جمهوری خواهان تفاوت دارند اما در نهایت و در عمل رویکرد ثابتی را پیگیری میکنند

اما در مقابل رویکرد حاکم بر عمده مسئولان دولت یازدهم، با شناسایی امریکا به عنوان هژمون و قدرت اصلی جهانی تنها در صدد کسب رضایت امریکا میباشد. رویکردی که در دوازده سالی که بر دستگاه خارجه ایران مستولی شده است چندان دستاوردی به دنبال نداشته است.

از سوی دیگر با ادامه تحلیل اشتباه در برابر جناح های حاکم در امریکا که بر مبنای 'برتری نسبی دموکرات ها بر جمهور خواهان' شکل گرفته است، موجب شده تا نتنها نتیجه مطلوبی کسب نکنند، که بالعکس مشکلات عدیده ای را با خود به دنبال بیاورد.محمد جواد ظریف نیز با همین برداشت، در پاسخ به انتقاداتی که به نگرانی از اعمال قدرت کنگره امریکا در برخی مواد توافق با ۱+۵ اشاره می‎کرد، گفته بود که به قول اوباما اعتماد داریم. اعتمادی که بار دیگر نتیجه ای متفاوت به دنبال داشت.

از طرفی سایر رفتارهای دولت یازدهم در سیاست خارجی را نیز میتوان در همین چهار چوب مورد بررسی قرار داد. چرا که  بسیاری از تئورسین ها و حامیان دولت یازدهم بارها از میانه رو بودن دولت دموکرات اوباما سخن گفته اند و خواهان استفاده حداکثری از مدت حضور اوباما در مسند ریاست جمهوری امریکا بوده اند.

در همین راستا میتوان به قدم زدن ظریف با جان کری در جریان مذاکرات هسته ای اشاره نمود. علی خرم مشاور وزیر امور خارجه در همین راستا اشاره کرد. وی در این خصوص گفته بود:

«ایران و آمریکا در مسیر انجام یک کار مشترک قدم می‌زنند و رایزنی می‌کنند. نوع مذاکرات دستگاه دیپلماسی نشان می‌دهد که روابط ایران و آمریکا وارد فاز جدیدی می‌شود که در آن رسمیت روابط کمتر و صمیمیت دو طرف بیشتر می‌شود!»

اما در نهایت میتوان به وضوح حاصل این تفکر که بیش از دوازده سال بر سیاست خارجه ایران حاکم است را مشاهده کرد. تفکری که با خوش بینی به امریکایی ها نگریسته و به دنبال افزایش صمیمت در تعاملات سیاسی میان ایران و امریکا است. اما در سایه این اعتماد چیزی جز افزایش فشارها بر علیه ایران به دنبال نداشت.  حتی در دولت دموکرات ها نیز به خواسته خود نرسیدند. چرا که اوباما علی رغم وعده هایی ظاهری اش برای وتو لایحه کنگره، با جمهوری خواهان همراه شده و بار دیگر با سو استفاده از اعتماد مسولان ایرانی به وعده های خیالی او، در مقابل تصمیم کنگره سکوت اختیار کرد

این اقدام اوباما در حالی است که روحانی در طول مسولیت خود در مذاکرات هسته ای و اکنون در راس دولت یازدهم اکثر تلاش خود را برای ارتباط با امریکایی ها گذاشته و بیشترین مذاکرات دو جانبه را با امریکایی ها داشته اند.

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰


استفاده تبلیغاتی از مسله حجاب وامر به معروف چند زمانی است که به یکی از ابزار های سیاسیون تبدیل شده است تا بتوانند با ارائه گزاره هایی مملو از مغالطه در این خصوص دست آویزی فراهم کنند و بتوانند به وسیله آن افکار عمومی را از موضوعات اصلی منحرف نمایند و بتوانند به خواسته های سیاسی خود دست یابند.

 در همایشی که دیروز در سالن اجلاس سران به بهانه بزرگداشت همسر امام راحل برگزار شده بود علاوه بر حواشی و انتقاداتی که از طیف های مختلف سیاسی نسبت به لزوم و اهداف برگزاری این چنین همایش هایی عنوان شده است، توجه به سخنان مطرح شده در این همایش خالی از لطف نیست.

حسن روحانی که از سخنرانان این همایش بود ترجیح داد تا بار دیگر با پرداختن به مسالی همچون حجاب و امر به معروف بتواند توجه افکار عمومی را از مشکلات اصلی روز منحرف نماید و به این وسیله تا حدی از حجم اعتراضات حامیان دولت بکاهد.

حسن روحانی دراین همایش بار دیگر با طرح چنین موضوعات مناقشه بر انگیزی عنوان داشت:

«مرد و زن در کنار هم در مسائل اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر هستند. هرچند متأسفانه در جامعه امروز نهی از منکر را فقط و فقط در بعضی از خیابان‌ها آورده‌اند آن هم علیه زنان و بس».

این سخنان رئیس جمهور و استفاده او از مسله امر به معروف و نهی از منکر در حالی صورت گرفت که به جرئت میتوان گفت عمده موارد امر به معروف ونهی از منکری که در جامعه صورت میگیرد تنها به مقوله حجاب محدود نشده است بلکه چیزی فراتر از آن، حفاظت و صیانت آزادی بانوان بوده است. چرا که با بررسی حادثه شهادت شهید علی خلیلی به وضوح مشاهده میشود که وی برای حفاظت از پاکدامنی یک بی حجاب جان خود را از دست داد.

از سوی دیگر روحانی در جای دیگر از این سخنان خود اظهار داشته بود:

«امروز بزرگترین منکر ما بیکاری در جامعه است. امروز بزرگترین معروف توسعه کشور است. امروز بزرگترین منکر کم آبی و بی‌آبی است. چطور شد مقام این منکر و معروف این‌قدر پایین آمد؟ چه کسی منکر و معروف را به چند فرع اسلامی تنزل داد؟».

روحانی در حالی از پائین آمدن سطح امر به معروف به موارد کم اهمیت انتقاد میکند که خود ترجیح داده است بی آبی و کم آبی را به عنوان بزرگترین منکر معرفی کند. چرا که به جرئت میتوان دولت را به موجب عدم تدبیر در کنترل منابع آبی به عنوان یکی از اصلی ترین مقصرین این مشکل دانست.

از سوی دیگر معرفی بی کاری جوانان به عنوان یکی از بزرگترین منکرات جامعه بیشتر به شعار های انتخاباتی شبهات دارد. چرا که با گذشت دو سال از شروع به کار دولت یازدهم انتظار میرود دولت از سر دادن شعار دست بکشد و اقدامات عملی انجام دهد نه اینکه بعد از دوسال نیز همچنان به سر دادن شعار های انتخاباتی باشد.

در مقابل جای پرسش دارد که چطور رئیس جمهور در مقابل منکر پرونده کرسنت سکوت کرده است و شخصی که از مسولان اصلی این اتفاق بوده است را به عنوان وزیر انتخاب نماید. جای تامل است که آیا فساد مهدی هاشمی جایی در میان منکرات ندارد که روحانی حاضر نشده است تا در مقابل آن موضع گیری نماید و در نظر او تنها منکرات به کم آبی محدود میشود؟

باید از رئیس جمهور پرسید آیا استکبار را به عنوان بزرگترین و مهمترین منکر قبول ندارد؟ آیا تماس تلفنی با شخصی همانند اوباما و قدم زدن وزیر امور خارجه با جان کری منکری بس بزرگ و خطرناک نیست؟ آیا روند عادی سازی ارتباط با استکبار که دراین دو سال در سیاست خارجه دولت یازدهم مشاهده میشود جایی در میان منکرات ندارد؟

  • عبدالجواد کنعانی