رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

هیاهوی کارتل رسانه ای تدبیر و امید برای انحراف افکار عمومی از انتقادات به متن برجام و حاشیه سازی رسانه ای با استفاده از اظهار نظر برخی نمایندگان، وارد فاز جدیدی شده است، به نحوی که این رسانه ها در اقدامی هماهنگ با پوشش یک اظهار نظر ابوترابی، تلاش کردند، موضوع اصلی جلسه یعنی انتقادات دقیق فنی و حقوقی به متن ضعیف برجام را تحت الشعاع قرار دهند. اما بررسی تاریخ سالیان نه چندان دور نشان می دهد، ابوترابی عملکرد تیم جلیلی در موضوع هسته ای را در حد فتوحات دوران دفاع مقدس می دانسته است.

تلاش برای ایجاد دو قطبی سازی مبنی بر تیم فعلی- تیم سابق و حمله به دستاورد های تیم پیشین هسته ای در مذاکرات که توسط برخی از مسئولان و نمایندگان در روزهای اخیر دنبال می شود تا شاید به این گونه فرصتی برای پنهان نگاه داشتن نقاط ضعف برجام پیدا نمایند در حالی است که بارها این انتقاد ها پاسخ داده شده است و پی بردن به بی اساس بودن این بهانه ها چندان سخت نباشد.

در همین راستا در چند جلسه ای که در رسانه ها بازتاب پیدا نموده است اشخاصی نظیر غلامرضا تاج گردون و بهروز نعمتی نقش بسزایی در این بازی ایفا نمودند. اما در کنار آنها حجت الاسلام ابوترابی نیز در این سناریو و حاشیه سازی و برهم زدن نظم جلسه بی تاثیر نبوده است. مساله ای که در اولین حضور جلیلی در کمیسیون برجام و در حالی که تعدادی از نمایندگان خواستار افزایش زمان برای استفاده و استماع بیشتر نکات جلیلی شوند در سخنانی حضور جلیلی را صرفا برای ضبط تلوزیونی عنوان کرد و اظهار داشت: «خودتان مطالعه کنید دیگر، این صحبت ها برای ماست یا برای پخش در تلوزیون؟! برای تلوزیون است دیگر! ماهم می توانیم بعدا ببینیم!اگر برای ضبط تلوزیون است، خب بروند همان جا صحبت کنند!».

مساله ای که با و اکنش علیرضا زاکانی رئیس کمیسیون بررسی برجام مواجه شد. وی خطاب به ابوترابی و درحالی که از ادبیات وی به شدت گلایه مند بود گفت: «ببینید حاج آقا این حرف ها توهین است و خواهش می کنم به جمع ما توهین نکنید.(این سخنان) بعید است از جنابعالی. شما حق ندارید هر تحلیلی را مطرح کنید. آخر شما یک چیزی را می گوید و به جمع ما توهین می کنید».

اما در حالی حجت الاسلام ابوترابی این روزها تصمیم گرفته است تا با انتقاد از تیم مذاکره کننده پیشین چهره ای جدید برای خود در عرصه سیاسی کشور ترسیم نماید که پیش از این و در زمان مسئولیت تیم قبلی به عنوان یکی از حامیان تیم قبلی شناسایی می شد. در همین راستا به طور مثال می توان به سخنان ابوترابی در سمیناری که در تاریخ ۳۱ فروردین سال ۹۱ در مشهد برگزار شده بود اشاره نمود. وی در این جلسه با تاکید به دست آورد های تیم مذاکره کننده هسته ای در مذاکرات استابنول ۱ گفته بود:

«این موفقیتی که مانند پیروزی دفاع مقدس که در عرصه هسته ای میرود در یک سطح برجسته ای بدست آید و شاید هیچ سیاستمداری تصور نمیکرد، ثمره مدیریت درست، ایستادگی و مقاومت و شناخت چالشها و راهبردهای منطقی و قابل دفاع است. شما خوب میدانید که جامعه استکبار جهانی با قامتی بظاهر بلند و با اراده ای استوار در مقابل جمهوری اسلامی با تمام قوا ایستاده اند اما بالاخره در نشست اخیر استانبول با عقب نشینی از مواضع اخیر خود در برابر ایستادگی و اقتدار با منطق و عقلانیت بیشتری برخورد کردند اینها نتیجه مدیریت درست است».

در ادامه این نشست ابوترابی با اشاره به داستان حضرت یوسف و ثمراتی که از انتخاب صحیح او توسط عزیز مصر برای انجام وظائف محوله به دست آمده بود، به اهمیت قرار گیری افراد کارشناس در مناسب و پست های تاثیر گذار تاکید کرده و در ادامه آن به تبین گفتمان مقاومت و نتایج آن پرداخته و گفته بود:

«فشار نظام سلطه بر ایجاد چالش فرا روی ما هم از همین زاویه است منتها طبیعی است اگر استکبار بتواند یک نظام سیاسی ر ا با یک حرکت نظامی از میان بردارد این راه را انتخاب میکنند اگر بتوان یک نظام سیاسی را با راهبردی سیاسی از میان برداشت این راه مقدم است بر اقدام نظامی چون سریعتر به نتیجه می رسد با هزینه کمتر. اما در گام بعد باید جلوی رشد و توسعه اقتصادی آن کشور را گرفت نظام سلطه در همه عرصه ها رو یا روی ما قرار گرفت و همه عرصه ها را تجربه کرد در عرصه سیاسی و بعد در یک عرصه نظامی و امنیتی با همه قامت بود و در آن دو حوزه با شکست قطعی روبرو شد لذا راهبرد امروز ایجاد چالش فرا روی حرکت اقتصادی ماست که بنظرم پذیرش جمهوری اسلامی با دانش هسته ای و با قدرت تولید سوخت هسته ای و غنی سازی اورانیوم  در نشست استانبول یک اعلامی بود که این راهبرد هم با شکست روبرو شده».

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موفقیت تیم مذاکره کننده پیشین هسته ای کشورمان اشاره نموده و اضافه می کند:

«بنده به عنوان یک برادر کوچکتر که در فضای مدیریتی کشور هستم عرض می کنم اصلا در هیچ نقطه ای نیست که در مورد فرامرز کشور ما بتوانند اشاره ای بکنند چه برسد به اینکه تصمیم بگیرند.دیدید همین موضوع هسته ای تمام کشورها را متوجه کردند راهبرد ایران هیچ تغییری نکرد واین کار بزرگی است.امروز دنیا اگر تصمیم بگیرد راهبرد کشوری را تغییر بدهد قطعا موفق خواهد بود هرکشوری را ولی در مورد ایران موفق نشدند».

ابوترابی با اشاره به تاثیر مقاومت و ذکاوت در پیش برد مذاکرات هسته ای اظهار داشته بود:

 «درکنار این سرمایه،سرمایه نیروی انسانی است. ما از سرمایه نیروی انسانی عالی،باذکاوت وهوشمند برخورداریم.این سرمایه واقعا در اختیار دیگران نیست. شما حتما ملاقات های خارجی داشتید دیدارهایی که داشته باشید می بینید که اصلا سطح توانایی متفاوت است درعرصه رقابت آنچه باعث شد جلو برویم ذکاوت ماست وگرنه دانش آنها ، تجربه آنها و ساختارهایی که از آنها حمایت میکنند قابل مقایسه با ما نیست . اما در هر میز مذاکره ای که می نشینیم ذکاوت و فکر و اندیشه ایرانی است که موجب موفقیت می شود . بالاخره نیروهای عالمی در این سه دهه انقلاب تربیت شده اند . نیروی انسانی در اختیار ماست سرمایه بسیار بزرگی است و در کنار این سرمایه نیروی انسانی منابع عظیم غیر انسانی قرار دارند که پیشاپیش همه منابع انرژی است . مطمئن باشید نیم قرن آینده متعلق به کسانیست که انرژی فسیلی در اختیاردارند و نیم قرن بعد و یا قرنهای بعد در اختیار کسانی که دانش هسته ای نه تنها نیرو گاههای هسته ای بلکه تولید سوخت هسته ای را در اختیار دارند . آینده متعلق به آنهاست و ما هر دو را در اختیار داریم . آن زمان که با توجه به افزایش نیاز های فسیلی و کاهش منابع پول ، خدا می داند قیمت هر بشکه نفت به چه میزان افزایش می یابد در سال ۲۰۳۵ پیش بینی است که نیاز به انرژی روزانه به حدود ۱۱۵ میلیون بشکه افزایش پیدا خواهد کرد امروزه مصرف انرژی در جهان در حدو ۸۵ میلیون بشکه است این در حالی است که مخازن بشدت در حال کاهش است یعنی حد اقل حدود ۳۰ میلیون بشکه در روز نیاز روزانه افزایش پیدا میکند . ما از کشور هایی هستیم که آنزمان این ذخایر عظیم را در اختیار داریم ذخایر عظیم گاز که نسبتا عمر طولانی تری دارند در اختیار ماست بنابراین شرایط بسیار خوبی داریم برای رشد و توسعه این سرمایه هایی که در اختیار ماست . از نیروی انسانی عالم استفاده ببرید و ان شاء ا... در توسعه اقتصادی کشور نقش برجسته ای را ایفا کنیم».

حال مشخص نیست چه اتفاقی افتاده است که عملیات دیپلماسی که از نظر آقای ابوترابی در حد پیروزی در دفاع مقدس بود، این روزها مورد انتقاد وی قرار گرفته و این انتقادات به حدی از انصاف دور و لحن آن به نحوی تند شده است که بسیاری از ارادتمندان پیشین ابوترابی را نیز وادار به تجدید نظر در قبال او کرده است.


این یادداشت در رجانیوز 

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

سخنگوی قوه قضائیه درآخرین نشست خبری خود در پاسخ به سوالی در مورد بازرسی از بند مهدی هاشمی و کشف وسائل غیر مجاز در این بند گفت: «طبق ضوابط زندان هر از چندگاهی بازرسی‌هایی صورت می‌گیرد که در هفته گذشته از بند ۷ و ۸ طبق گزارش واصل شده بازرسی صورت گرفته بود و از ایشان گوشی همراه و سیم کارت و تعدادی سکه و نیم سکه در حدود ۳۰ قطعه کشف شده بود».

این در حالی است که وکیل مهدی هاشمی نیز در مصاحبه خود با تائید این موضوع در سخنانی تعجب برانگیز تلاش نمود تا به توجیه این اقدام بر آید. سیدمحمود علیزاده طباطبایی در جهت پاسخ به این سوال که مهدی هاشمی چرا و چگونه این اشیاء ممنوعه را داخل زندان برده است گفت: «زمانی که مهدی هاشمی را به زندان تحویل دادیم مقداری پول و تعدادی سکه‌ گرمی همراهش بود که تمامی آنها صورت‌جلسه شد و زمانی که دلیل حمل آن را از مهدی جویا شدند گفت که می‌خواهم در اعیاد تحت عنوان عیدی به دیگران بدهم»!

این در حالی است که مهدی هاشمی در مقام پاسخ گویی به این سوال از پاسخی کلیشه ای استفاده نموده است که در موقعیت های مشابه از سوی افرادی که به پرداخت یا دریافت رشوه مبادرت می ورزند شنیده می شود و در تلاشند تا با انکار ارتشا اقدام خود را با عناوینی نظیر «شیرینی» یا «عیدی» معرفی کنند تا شاید از این طریق لباسی از جنس قانون بر اقدام خود بپوشند.

اما نکته قابل توجه آنجاست که مهدی در شرایطی توانسته است این اشیاء را به زندان وارد کند که سایر زندانیان در بدو ورود به هر زندانی از جمله ندامتگاه اوین، به طور کامل مورد تفتیش بدنی قرار گرفته و وسائل همراه آنها بصورت دقیق بازرسی می شوند و بر همین اساس، همراه داشتن برخی وسایل نظیر تلفن همراه و اشیای گران قیمت در زندان ممنوع است، لذاباید این قبیل اشیا را تحویل امانتداری درب ورودی زندان دهند و هنگام آزادی یا مرخصی با ارائه رسید آنها را پس بگیرد. گرچه وارد کردن وسایل ممنوعه به زندان توسط زندانی محال نیست، اما واجد ریسک بالایی است و احتمال کشف آن می رود.

اما فارغ از این که شیوه ورود این وسائل به داخل زندان اوین از چه طریقی بوده است و چگونه در خصوص مجرمی که ابعاد جرم ارتکابی اش به حدی قابل توجه بوده است که در اقتصاد کشور تاثیر بسزایی بر جای بگذارد، تسهیل و مماشات صورت گرفته است، تا بتواند این وسائل را داخل زندان داشته باشد، ولی مساله ای که از اهمیت بیشتری برخوردار است تاثیر این فرد بر جو ندامتگاه است.

چرا که در نظام های جدید حقوقی و با شکل گیری جرم‌شناسی بالینی و سیاست اصلاح و بازپروری، ساختار زندان نیز تغییر یافته و از سزادهی  صرف، تبدیل به درمانگاهی شده است که برنامه‌های اصلاحی در آن دنبال می‌شود بنابر این  فلسفه حضور افراد در زندان علاوه بر سزادهی و عبرت گیری از اقدام گذشته، طی کردن فرایند جامعه پذیری و همنوایی فرد با ارزشها،هنجارها و نگرش های جامعه است.

این در حالی است که طی کردن فرایند جامعه پذیری افراد جامعه می بایست پیش از این در محیط خانواده صورت می پذیرفت اما در خانواده هایی که نسبت به تربیت صحیح فرزندان و جامعه پذیر نمودن آنها اقدامی نکرده باشد در نهایت جامعه و حکومت متولی آن است تا با ایجاد ساختار هایی نظیر زندان به اصلاح رفتار های آنها اقدام نماید. چرا که به عقیده دانشمندان علوم تربیتی و جرم شناسی یکی از علل ارتکاب به جرائم جو حاکم بر خانواده و محیط تربیتی آن فرد می باشد.

اما حضور مهدی هاشمی در بند هفت این زندان و در اتاقی که ۱۵ تا ۲۰ متهم مالی دیگر که اکثر آن‌ها به موجب مهریه، نفقه و چک برگشتی زندانی شده‌اند می تواند خود چالشی برای مسئولان زندان در پیش برد اهداف و پیگیری برنامه ها در زندان است و از سوی دیگر تغییر فضای حاکم بر ندامتگاه شود.

چرا که به گفته مسئولین قضایی، جرم بسیاری از ۲۲۰ نفر حاضر در این بند تنها ناشی از ناتوانی در پرداخت بدهی خود می باشد و اکثر آنها دارای سو نیت نبوده اند و حضور این افراد در زندان محدود به زمانی است که توانایی پرداخت بدهی خود را پیدا نمایند.

بنابراین تعامل زندانیان با شخصی که نه تنها محکوم به جرائم مالی از جمله اختلاس و ارتشاء است، بلکه در کارنامه قضائی خود سابقه جرائم امنیتی نیز درج شده است می تواند موجی از بدآموزی در محیط زندان را به دنبال داشته و شاهد تاثیرات سو در رفتار سایر حاضرین ندامتگاه اوین باشیم.

این نگرانی زمانی جدی ترمی شود که بدانیم، یکی از جرائم مهدی هاشمی ارتشاء بوده و این آقازاده همچنان به دنبال عیدی دادن به کارمندان زندان و زندانیان است!


این یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

 در حاشیه حملات چند روزه برخی از دولتمردان برای زیر سوال بردن ارکان اصلی قانون اساسی که با حمله به شورای نگهبان رو نمایی شد و در کنار تلاش برخی برای مخدوش نمودن چهره قوه قضائیه و زیر سوال بردن احکام صادره از سوی این نهاد، به نظر میرسد این اقدامات وارد مرحله جدیدی شده است به نحوی که هفته گذشته فائزه هاشمی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در مصاحبه خود با یکی از سایت های ضد انقلاب در سخنانی تحیر آور جمهوری اسلامی را با رژیم پهلوی مقایسه کرده و اظهار داشت: «داریم همان کارهایی را انجام می‌دهیم که زمان شاه انجام می‌شده. این حرف مامان که می‌گوید انقلاب از زندان اوین شروع شد، به این جا هم برگردد.».

فائزه هاشمی در این مصاحبه که به بهانه اجرای حکم حبس مهدی هاشمی صورت گرفته بود در قسمتی از سخنان خود خواسته انقلاب اسلامی را به تدوین آئین نامه برگزاری دادگاه سیاسی تنزل داده و تلاش کرده است تا به نحوی ناتوانی انقلاب اسلامی را اثبات کند. وی در این باره گفت:

«سی و چند سال از انقلاب گذشته و هنوز آئین نامه برگزاری دادگاه های سیاسی نوشته نشده و در مجلس تصویب نشده است. بنابراین اگر ما نگاهی به اهداف اوایل انقلاب بیاندازیم، متوجه می‌شویم که ما چقدر از اهداف انقلاب دور شده‌ایم و داریم همان کارهایی را انجام می‌دهیم که زمان شاه انجام می‌شده.  این حرف مامان که می‌گوید انقلاب از زندان اوین شروع شد، به این جا هم برگردد».

وی در قسمتی دیگر از سخنان خود تلاش نمود تا با صحنه سازی به گونه ای چهره ای متفاوت از مجرمین ارائه نماید و همه آنها را افرادی معرفی نماید که مورد ظلم دستگاه قضائی واقع شده اند و حضور مجرمین در زندان ها و برخورد با آنها توسط دستگاه قضائی را به دور از عدالت و همانند رفتار رژیم پهلوی نشان دهد. وی در این باره گفت: «زمان شاه هم به هرحال زندان‌ها پر بود، زندان اوین به عنوان یک نمونه و مثال بود. منظور این بود که وقتی زندان‌ها از بی‌گناهان پر شود، این موضوع بی عدالتی است و نارضایتی ایجاد می‌کند و خود این موضوع برای نظام مشکلات ایجاد می‌کند. ما حتی جمله‌ای از امام حسین داریم که کفر ممکن است باقی بماند اما ظلم باقی نمی‌ماند. ما معتقدیم حکم مهدی عادلانه نیست. حکم مهدی تبرئه بوده »

دختر مجمع تشخیص مصلحت نظام به همین سخنان بسنده نکرده و گام را فراتر نهاده و با بزرگ نمایی و بیان سخنانی غیر واقعی اوضاع جمهوری اسلامی را به حدی اسفناک معرفی نماید. چرا که به اعتقاد او در هر خانواده ای حداقل یک نفر به زندان رفته و یا مورد ظلم واقع شده است!. او برای این ادعا خانواده خود را به عنوان نمونه ای موفق در ارتکاب جرائم معرفی می دارد که قوه قضائیه در خصوص آنها به دور از عدل رفتار کرده است و می گوید:

«هر خانواده‌ای را نگاه کنید، بالاخره یک‌نفر، زندان رفته، از کار اخراج شده، دانشجوی ستاره‌دار یا از ایران مهاجرت کرده و آسیب دیده، دارد. در خانواده ما خب من زندان رفته‌ام ، مهدی که الان رفته زندان، فاطمه دادگاه رفته، محسن رد صلاحیت شد، یعنی همه یک جوری با این قضیه درگیر هستند، همه افراد جامعه».

فائزه هاشمی در حالی این سخنان را بیان نموده است که سابقه اظهارات مشابه ای را در کارنامه سیاسی خود بر جای گذاشته است. در همین راستا دختر مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۹۱ به جرم تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شده بود. وی در آن مقطع با بیان اظهارات خارج از ادب و منطق گفته بود :

«در زمان شاه این شعبان بی‌مخ و دار و دسته‎اش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجّاله‌ها و لات‌ها، با مخالفان خودشون برخورد می کردند. حالا هم متاسفانه همون ادبیات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزش‌ها و این حرفها انجام می‎شه. اداره مملکت الآن با همین رجّاله‌ها و اراذل و اوباش است. آدم چی می‏تونه به این جریان بگه و چه انتظاری می‎تونه داشته باشه؟».

فائزه هاشمی همچنین چند سال قبل نیز با حضور در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان حرف‌هایی از همین جنس زد گفت: «متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم‌ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگ‌های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود».

اما دقت بیشتر در سخنان این روزهای فائزه هاشمی و بررسی اظهارات پیشین او نکته ای را به ذهن متبادر می کند که به نظر می رسد دختر مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال پیاده سازی برنامه مشخص است که چندی پیش پایه گذاری شده و این روزها برخی دیگر از خاندان هاشمی در حال پیگری آن می باشند.

در همین راستا اکبر هاشمی رفسنجانی در سخنانی در تیر امسال با بزرگ نمایی تحریم ها و ناکارآمد معرفی کردن مقاومت که یکی از اصلی ترین شعار های انقلاب اسلامی است، تلاش کرده بود تا انفعال در مذاکرات هسته ای را تئوریزه کرده و به عنوان مصلحتی برای این روزهای کشور معرفی نماید. وی در این باره گفته بود:

«عده‌ای حرف‌های عجیب و غریب می‌زنند که ما می‌‌خواهیم خودمان به دانش دست پیدا کنیم و این در حالی است که تحریم‌ها پدر مردم را در آورده است اکثر مردمی که مزدبگیر هستند تحریم‌ها استخوان‌های آنها را خرد کرده است».

این سخنان  که در راستای سیاه نمایی وضع موجود و ناکارآمده معرفی کردن انقلاب اسلامی است درحالی بیان می شود که دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و هشت ساله سازندگی به اعتراض‌های مردمی نسبت به گرانی‌های شدید و تورم ۵۰ درصدی‌ معروف است و حداقل بیان این اظهارت در این روزها از کسی می توانست مورد اقبال واقع شود که خود کارنامه روشنی در مهار تورم بر جای گذاشته باشد.


این یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

این روزها و با مشاهده رویداد های اخیر در عرصه سیاسی کشور با اطمینان بیشتری میتوان این نکته را ابراز داشت که هدف اصلی دولت یازدهم از پی گیری مذاکرات هسته و سرمایه گذاری تمام توان خود در این زمینه نه تنها برای بهبود شرایط اقتصادی نبوده (چرا که دولتمردان بعد از توافق با تغییر موضع صد و هشتاد درجه ای واقعیت عدم تاثیر قابل توجه این مذاکرات در بهبود معیشت را اعلام کردند) بلکه در راستا شکستن تابو ارتباط با غرب و تغییر مسیر دیپلماسی جمهوری اسلامی بوده است.


در همین راستا مواضع اتخاذ شده توسط مسئولان دولت یازدهم بعد از توافق هسته ای و رویداد های اخیر کشور در عرصه سیاست خارجی را باید در همین چهار چوب به تحلیل نشست. همین امر بود که بعد از گستردن فرش قرمز زیر پای وزیر خارجه انگلیس توسط دولت یازدهم و همکاری برای بازگشایی این سفارت در تهران، روزنامه رسمی دولت یازدهم به دنبال سرمستی از بازگشایی این سفارت خانه، با انتشار یادداشت هاموند در صفحه اول خود، تریبون دولتی روزنامه ایران را در اختیار او گذاشت تا کوچکترین فرصت در خوش خدمتی به انگلیس از دست نرود.

این اقدام در حالی است که پیش از این و در حاشیه سفر لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه نیز به استقبال از قلم او رفت و در اقدامی مشابه یادداشت او را در رونامه ای که با پول بیت المال منتشر می شود درج نمود.

این اقدام دولت یازدهم در حالی است که پیش از این در برخوردی گاز انبری با رسانه های منتقد توافق وین هفته نامه نه دی را به تیغ توقیف سپرده و نسبت به روزنامه کیهان و سایت خبری رجانیوز تذکر داد تا بدین طریق اخبار منتشر شده از توافق وین را مدیرت کنند و در کنار آن هم با مجوز به شبکه ضد انقلاب بی بی سی برای ضبط مستندی در ارتباط با این توافق پازل خود را تکمیل نماید.

اما در همین راستا یادداشت کوتاه وزیر خارجه انگلیس در روزنامه ایران در بر دارنده نکات قابل توجه است که به نظر نباید به راحتی از کنار آنها عبور نمود. هاموند در این یادداشت مدعی شده است که چالش های مشترکی پیش روی ایران و بریتانیا قرار گرفته است که می توان از طریق ادامه دیپلماسی به آنها پرداخت. این درحالی است که بغیر از تغییر آب و هوا و اقلیم زمین! در بررسی علل وقوع این چالش ها  وزمینه های بروز آن بلاشک سیاست های غلطی که از جانب این کشور در خاورمیانه پی گرفته شده است تاثیر مستقیمی در بروز این مشکلات از خود به جای گذاشته است و سخن از همکاری با ایران برای رفع این موانع خنده دار جلوه می نماید.

وی در این باره در این یادداشت می نویسد: «روابط ایران و بریتانیا پیشینه‌ای طولانی، پیچیده، و اغلب دشوار دارد. من انتظار ندارم تمام مشکلات یک شبه حل و فصل شوند. اما امروز ما چالش‌های مشترک بسیاری پیش رو داریم: سربرآوردن داعش در عراق و سوریه، بی ثباتی در افغانستان، تجارت مواد مخدر، و تغییر آب و هوا و اقلیم زمین(!).»

اما هاموند به این سخن بسنده نکرده است و در قسمت دیگری از یادداشت خود با سو استفاده از حسن ظن دولت یازدهم پا را فراتر گذاشته و از زوایای پنهان اغراض کشور مطبوع خود برای نفوذ از طریق این توافق رونمایی می کند:

«من معتقدم اگر فضایی از اعتماد و اطمینان ایجاد کنیم، می‌توانیم موجب پیشرفت اوضاع شویم. این همان کاری است که در مذاکرات هسته‌ای انجام دادیم و من مایلم بار دیگر از طریق دیپلماسی، و با کمک سفارت‌های دو کشور آن را تکرار کنم. یک راه اعتمادسازی، تسهیل ارتباط بین مردم دو کشور است: بین دانشگاه‌ها، بازرگانان، دانشمندان، هنرمندان، و خانواده‌ها. ایرانیان زیادی در بریتانیا زندگی می‌کنند که بسیاری از آن‌ها سهم فوق‌العاده‌ای در خدمت به جامعه بریتانیا داشته‌اند.»

وی در بخش دیگر از یادداشت خود می نویسد: «من مصمم هستم تا پایان مذاکرات هسته‌ای را به آغاز فصل نوینی از روابط کشورم با ایران تبدیل کنم؛ روابطی که برای مردم ایران و بریتانیا مفید باشد. ».

مساله ارتباط بین مردم دو کشور شاید در وهله نخست چندان مهم جلوه نکند. اما دقت بیشتر در این خصوص روشن می سازد که پشت پرده تسهیل ارتباط با اقشار مختلف جامعه ایران مساله دیگری پنهان شده است و آنهم بهانه قرار دادن این ارتباطات برای نفوذ به درون کشور از طریق حوزه های مختف می باشد. آشکار شدن برنامه انگلیس برای عبور از دیپلماسی سیاسی و کلید خوردن فعالیت در عرصه دیپلماسی اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی مساله ای است که تبعات وخیم تری از جمله استهاله انقلاب اسلامی را با خود به دنبال خواهد داشت.

این همان مساله ای است که مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی بدان تاکید نموده بودند. ایشان در این خصوص فرمودند:

«نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد».


این یادداشت در رجانیوز 

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

در حالی که مساله عبور تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم از خطوط قرمز رهبر انقلاب دیگر نیازی به توضیح نداشته و حتی وزیر امور خارجه کشورمان در جلسه علنی مجلس با اشاره به اینکه برخی از خطوط قرمز هسته ای رعایت نشده گفته بود: در حد توان اکثر خطوط قرمرز را رعایت کرده ایم»، اما شب گذشته حجت الاسلام علوی در سخنانی تعجب بر انگیز با انتساب سخنی به مقام معظم رهبری گفت:«حتی رهبری فرمودند این خط تبلیغی دروغ که گفته میشود از خطوط قرمز عبور شده است صحت ندارد».

وزیر اطلاعات دولت یازدهم شب گذشته به مناسبت هفته دولت با حضور در برنامه نگاه یک در قسمتی از سخنان خود که به مساله توافق و مذاکرات هسته ای اختصاص داده بود گفت: «مقام معظم رهبری اعلام کردند که مسئولان مذاکرات در برابر بی‌صداقتی آمریکا رفتار انقلابی از خود نشان دادند و تیم مذاکره‌کننده را افرادی را متدین، امین، متعهد و شجاع خطاب کردند و حتی فرمودند که این خط تبلیغی دروغ که گفته می‌شود از خطوط قرمز عبور شده است صحت ندارد».

اما در حالی وزیر اطلاعات در این برنامه سخنانی را از لسان رهبر انقلاب بیان داشته اند که یک جستجو ساده اینترنتی در سخنان مقام معظم رهبری اختلاف این سخنان با واقعیت را روشن می سازد. در همین راستا مقام معظم رهبری در بیاناتی که در دیدار با مسئولان نظام در تیر ماه امسال بیان داشته بودند، فرمودند:

« آنچه بنده اینجا در این جلسه یا در جلسات عمومی میگویم، عیناً همان حرفهایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین، به رئیس‌جمهور محترم و به دیگران میگویم. این خطّ تبلیغی‌ای که دیدیم و می‌بینیم دنبال میکنند که بعضی از خطّ قرمزهایی که رسماً اعلام میشود، در جلسات خصوصی از آنها صرف‌نظر میشود، حرف خلاف واقع و دروغی است. آنچه ما اینجا به شما میگوییم یا در جلسات عمومی میگوییم، عیناً همان حرفهایی است که به دوستان، به مسئولین، به هیئت مذاکره‌کننده، همانها را بیان میکنیم؛ حرفها یکی است».

در واقع بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار ناظر به سخن افرادی است که پیش از این تلاش می کردند تا بگونه ای عنوان دارند که ایشان در جلسات خصوص از خطوط قرمز خود صرف نظر کرده و زمین بازی مشخص شده برای تیم مذاکره کننده هسته از جانب ایشان چندان اهمییتی هم ندارد و می توان با عبور از این خطوط قرمز زمین بازی را در موضوعات دیگر نیز دنبال نمود. این درحالی است که ایشان اصلا تا به حال سخنی مبنی بر رعایت تمامی خطوط قرمز هسته ای از جانب تیم مذاکره کننده بیان نداشته اند.

در مجموع می توان گفت برداشت اشتباه که از سهو در استماع دقیق بیانات مقام معظم رهبری ناشی میشود می تواند به عنوان عاملی در وارونه جلوه دادن واقعیت و ایجاد تغییر در بینش صحیح مسئولان مبدل شود، به گونه ای که انتقاد مقام معظم رهبری از انتساب برخی از سخنان به ایشان را به گونه ای دیگر برداشت نمایند.

در انتها به نظر میرسد دقت بیشتر وزیر محترم اطلاعات دولت یازدهم در سخنان خود و مداقه بهتری در بیانات مقام معظم رهبری در ارائه تحلیل منطبق با واقعیت از این توافق کار گشا باشد و از سوی دیگر متمرکز شدن توان وزیر اطلاعات در حوزه تخصصی در جهت حفاظت از خراب کاری دشمنان نظام و تلاش آنها برای نفوذ از طریق نقاط ضعف این توافق نتایج بهتری را به دنبال داشته باشد. چرا که در صورت تداوم نگاه غیر دقیق در این وزارت خانه باید منتظر عواقب خطر ناکی بود.

این یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

دانشگاه علامه طباطبایی برای سومین بار در طول مذاکرات هسته ای دولت یازدهم به عنوان محلی برای حضور تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان انتخاب شد تا در آن در نشستی که با عنوان «نشست بررسی علمی مذاکرات هسته ای» از آن یاد می شود به تحلیل این توافق از منظر علوم سیاسی و رشته های مرتبط با آن بپردازند، اما با این حال این نشست که به یک نشست نمایشی بیشتر شبیه بود تا یک همایش علمی، حواشی مختلفی را نیز با خود به دنبال داشت.

 علی رغم اینکه در اطلاعیه این همایش ساعت آغاز را نه و نیم صبح اعلام کرده بودند اما تا حدود ساعت ده همچنان اکثر صندلی های سالن پر نشده بود. این در حالی است که با وجود این که این همایش از طرف سه دانشگاه علامه طباطبایی، تهران و شهید بهشتی برگزار می شد، جامعه دانشگاهی چندان رغبتی برای حضور در آن نشان نداند.

با این حال و با وجود استقبال سردی که از این همایش صورت گرفته بود، مسئولان برگزاری با این بهانه که در این همایش اساتید و فارغ التحصیلان دکتری و اصحاب رسانه می توانند شرکت کنند، از ورود تعداد اندک دانشجویانی که آمده بودند نیز جلوگیری کردند!.

همین امر بود که در آغاز، محمد کاظم سجاد پور دبیر این همایش اعلام کرد که افرادی که در جلو در های سالن ایستاده اند بیایند و صندلی های خالی را پر کنند!

با همه این موارد و در کنار انتخاب سالن دانشکده مدیریت این دانشگاه که از ظرفیت کمتری نسبت به سالن های دیگر نظیر سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق دارد، بازهم تا اواسط سخنان محمد جواد ظریف خالی بودن صندلی ها بیش از هر چیزی به چشم می آمد.

اما در کنار این موارد جای خالی اساتید و دانشمندان منتقد در این همایش بیش از هر چیزی حائز اهمیت است. در حالی که در دو نوبیت پیشین حضور تیم هسته ای در دانشگاه علامه اساتیدی با نگاه های متفاوت به بیان نقطه نظرات خود در باره ژنو و لوزان پرداخته بودند اما سخنرانان نشست اخیر به گونه ای انتخاب شده بودند که هیچ اشاره ای به نقاط ضعف این توافق نکنند به نحوی که یک کلمه در ارتباط با اشکالات این توافق از جانب هیچ کدام از سخنرانان بیان نشد.

 

 

اساتیدی چون عبدالعلی قوام، سید جلال دهقانی فیروزآبادی، خانم لطفیان، رنجبران، محسن عبداللهی، زمانی به بیان نظراتشان پرداختند و پس از آن سیروس ناصری مذاکره کننده اسبق هسته‌ای و غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل هم سخنرانی کردند و سیروس ناصری سؤالاتی را از ظریف درباره برجام پرسید و ظریف که در تمام این مدت با دقت به گفته‌های اساتید گوش می‌داد، به چند سؤال درباره تاثیر برجام بر اقتصاد و ... پاسخ داد.

 

 

هوشنگ امیراحمدی، موسس شورای آمریکایی ایرانی و صادق زیباکلام، مدرس علوم سیاسی دانشگاه تهران هم از دیگر کسانی بودند که در این برنامه حضور داشتند و البته در جایگاه شنوندگان حضور داشتند نه سخنرانان.

 

سید عباس عراقچی معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزیر خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای که آخرین سخنران این همایش بود نیز با اشاره به عدم حضور منتقدان گفت: «ما در یک ماه گذشته خیلی جاها صحبت کردیم و هر جا هم که صحبتی شده اول از زحمات تیم صحبت می‌کنند و بعد به اما و اگرها می‌رسند و دائما در هر جلسه‌ای منتظرم به آن "اما " برسند و از صبح در این جلسه نیز منتظر تا به آن اما برسیم اما نرسیدیم و خوشحالم از این که فضایی به وجود آمده است که کمی به ابعاد مثبت برجام پرداخته شود.کاش شما هم طوری صحبت می کردید که به معنای انتقاد باشد تا من جواب دهم.»

البته کاظم سجادپور مدیر جلسه در ابتدای این نشست عنوان کرد که این نشست برای قدردانی از ظریف و تیمش ترتیب داده شده و به این گونه خیال همه را برای نشنیدن صدای مخالف در این همایش را راحت کرد.

از سوی دیگر شنیده های خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که شب قبل از برگزاری این همایش با مسئولان برخی از تشکل های دانشجویی تماس گرفته شده بود و عنوان شده بود که بنا است در این همایش نمایندگان دانشجویی به بیان مواضع خود بپردازند. اما در روز برگزاری این همایش مسئولان دانشگاه با فراری رو به جلو اعلام داشتند که ما مسئول برگزاری این نشست نیستیم و افراد دیگری در این زمینه تصمیم می گیرند.

 

اما در کنار سوالات کتبی کثیری که در میان همایش به دست وزیر امور خارجه در این نشست رسیده بود، ظریف به پاسخ گویی کلی به یک سوال در باره محدودیت های ایجاد شده در قطعنامه ۲۲۳۱ در زمینه های تسلیحاتی و موشکی اکتفا کرد و از کنار آن گذشت.

در مجموع به نظر می رسد تیم مذاکره کننده هسته ای به چنان توافق ضعیفی تن داده اند که تاب شنیدن انتقاد را ندارند و با همکاری حسین سلیمی رئیس دانشگاه علامه برای در اختیار گذاشتن سالن های دانشگاه در بازی تبلیغاتی، تلاش نموده اند تا چهره ای بزک شده از این توافق ارائه دهند.


این مطب در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

بعد از دو روز از انتشار استعفای صادق خرازی، چهره محوری حزب تازه تاسیس ندا، همچنان این خبر مورد بررسی محافل سیاسی و رسانه ای برای یافتن ریشه این تصمیم قرار گرفته است، خصوصا که این تصمیم زیر سایه سه خبر یعنی تاسیس حزب اتحاد ملت، افشاگری همکاری اصحاب فتنه با طرف خارجی برای تحریم ایران و تذکر رئیس دولت اصلاحات به خرازی رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است.

 هفته گذشته بود که صادق خرازی، دیپلمات سابق کشور و رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان در گفت و گو با هفته نامه مثلث به انتقاد از بدنه اصلاح طلبی پرداخته و اظهار داشت: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بد و بیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهانی مذاکره کرده و‌ گرا داده است».

تصمیم خرازی برای استعفا از ریاست حزب ندا، چند روز پس از بیان این اظهارات در شرایطی مطرح شد که در روزهای گذشته شاهد بالا گرفتن اتخاذ مواضع تندی از جانب اصلاح طلبان و ادامه حمله شدید به این حزب بوده ایم. در همین راستا محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات که سابقه افشاگری مفصل علیه اصلاح طلبان در دادگاه فتنه ۸۸ را دارد، با شدت به سخنان خرازی واکنش نشان داد و در صفحه فیس‌بوک خود در این‌باره نوشت:

«صادق خرازی در ادامه حرف‌های شیرین! و متناقضش گفته که لیست اصلاح‌طلبانی که به دشمن‌گرا می‌دادند را در جیبش دارد. از این شیرین زدن‌ها قبلاً هم در گفته‌هایشان بود».

این در حالی است که در روز های گذشته برخی از رسانه ها از دیدار خرازی با رئیس دولت اصلاحات خبر داده بودند و بیان کرده اند که در این دیدار رئیس دولت هشتم بر کناره گیری خرازی از حزب ندا اصرار داشته است. اما به نظر می رسد دستور رئیس دولت اصلاحات برای استعفا دادن خرازی چندان بی ارتباط با تجمع اعضای حزب منحله مشارکت تحت لوای اولین کنگره حزب اتحاد ملت نباشد.

تلاش ناکام شاخه جوانان مشارکت برای انشعاب از این حزب با محوریت شهاب طباطبایی، پیش از این و در دوره حاکمیت اصلاحات، یکبار به مشت پولادین بزرگترهای مشارکتی روبرو شده بود و در آن زمان محمدرضا خاتمی با طرد طباطبایی، مانع از این انشعاب شده بود، اما اینبار و در حالی که به نظر می رسید در خلاء حضور حزب مشارکت به دلیل خروج از چارچوب های قانونی و روی آوردن به تقابل با نظام، انشعاب جوان هایی که امروز میانسال شده بودند، داشت به ثمر می رسید، ظاهرا جمع شدن مشارکتی ها زیر پرچم «اتحاد ملت» باز هم فشاری را تولید کرده که از خرازی و ندا را به استعفا بکشاند.

این در حالی بود که در میان چموشی اصلاح طلبان دیروز و حامیان امروز فتنه برای تن دادن به چارچوب سیاست ورزی قانونی در کشور، ندا اولین حزبی بود که تلاش کرد در چهار چوب قانونی به فعالیت در عرصه سیاسی کشور بپردازد اما ظاهرا همین میزان از فعالیت هم در میان بزرگان قوم اصلاح طلب پذیرفته نشده است. (اینجا و اینجا)

اما این روزها که عناصر تندرو اصلاحات و اعضای سابق حزب منحله مشارکت توانسته اند تحت لوای حزب تازه تاسیس اتحاد ملت گرد هم آیند به نظر می رسد دیگر تحمل وجود رقیب دیگری در این عرصه را ندارند و همین امر هم باعث شد تا با علنی کردن اختلافات خود با این حزب و افزایش فشار بر صادق خرازی وی را وادار به استعفا نمایند.

 

در همین راستا حمیدرضا ترقی،تحلیلگر مسائل سیاسی،درباره استعفای صادق خرازی گفت: «فشار آقای خاتمی بر اساس مجموعه فشارهای اصلاح طلبان بوده که موجب استعفای ایشان شده البته بعد از ملاقاتی که با آقای خاتمی داشتند این استعفا را اعلام کردند و همان استبداد حزبی به نظر می رسد عامل اصلی این استعفا شده و نشان می دهد علی رغم آنکه آقای خاتمی در پیامی که به کنگره حزب اتحاد ملت ایران داده اولویت را مبارزه با استبداد دانسته نه استعمار. به نظر می رسد این اولویت در درجه اول در درون اصلاح طلبان مورد توجه قرار گیرد که استبدادی که امروز در درون اصلاح طلبان حاکم است و اجازه هیچ گونه اظهار نظر مخالف و یا نقدی در داخل خودشان نمی دهد اگر به جامعه سرایت کند شبیه همان لیبرالیسم بنی سعدر می شود که با مخالفین خود با چماق و ترور مخالفین برخورد کرد».

در مجموع به نظر می رسد این رفتار اصلاح طلبان در مواجهه با بخشی از اعضا خود واقعیت مهمی را در خصوص این جریان آشکار می سازد و آینده پیش روی این جریان در برخورد با سایر نظرات و حتی نظرات هم سو با خود را روشن تر می کند. این برخورد از بالا به پایین توسط طیف مشارکت با سایر جریانات اصلاح طلب، پیش از این و در ماجرای تشکیل شورای هماهنگی و شورای راهبردی اصلاح طلبان نیز خود را نشان داده و موجب دلخوری و اختلاف میان شورای راهبردی یعنی جریان نزدیک به رئیس دولت اصلاحات و شورای هماهنگی یعنی نیروهای نزدیک به طیف قدیم اصلاح طلبان شده بود.

این درحالی است که به نظر می رسد بعد از بی نتیجه بودن اقدامات اصلاحات برای ایجاد یک ائتلاف در جریان انتخابات ریاست جمهوری تنها برنامه ای که این جریان این روزها برای دست یابی به یک اتحاد درونی در جهت انتخابات مجلس در دستور کار خود قرار داده است تنها با بایکوت و حذف گروه ها همراه است

همین یادداشت در رجانیوز 

  • عبدالجواد کنعانی