رحیل

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

گاهی برخی از مطالبم را برای دل خودم این جا منتشر می کنم. علت‌ش را نمی دانم. شاید ریشه‌ی این کار در همان خاطرات نوستالژیکی است که وبلاگ در حافظه همه ما از خود به جای گذاشته است...

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

در حالی که بالکن های هتل کوبورگ وین در اثنا مذاکرات ۱۸ روزه محمد جواد ظریف در پشت در های بسته به محلی برای اطلاع از جزئیات مذاکرات مبدل شده بود و تمام نگاه ها به دیپلماسی بالکنی ظریف دوخته شده بود تا از این طریق از آخرین تحولات مذاکرات آگاهی یابند، اما این روزها با گذشت قریب به یک هفته از مذاکرات و بازگشت ظریف به ایران تمام نگاه ها به تلوزیون دوخته شده است و منتظر است تا شاید با حضور ظریف و یا حداقل یکی از اعضای تیم مذاکره کننده در رسانه ملی از واقعیت امری که این روزها پیروزی معرفی میشود اشراف پیدا نمایند.

سه روز بعد از بیانیه لوزان در ۱۳ فروردن امسال بود که ظریف در برنامه نگاه یک حاضر شده بود و  با اشاره به این که ما تعهد داریم چیزی خلاف واقع نگوییم بیان داشت: «ممکن است ما روزی برای تنظیر افکار عمومی متن تعیین شده را انتشار دهیم» با وجود اینکه تا کنون خبری از متن وزارت خارجه از بیانیه مطبوعاتی لوزان نبوده است اما این بار بعد از توافق وین در اقدامی فراتر حاضر به قرار گرفتن در مقابل دوربین رسانه ملی نشده است و با گذشت بیش از یک هفته از اتمام مذاکرات خبر از حضور عباس عراقچی در برنامه گفتگوی خبری امشب شنیده میشود.

اما در حالی تیم مذاکره کننده هسته ای تا کنون روزه سکوت گرفته گرفته است که تا ساعاتی دیگر قرار است پیش نویس قطعنامه شورای امنیت درباره توافق هسته ای ایران و ۱+۵ در جلسه شورای امنیت به رای گذاشته شود. در همین راستا روز گذشته بخش خبری ساعت ۱۴ سیمای جمهوری اسلامی، در گزارشی به برخی از اصول مطرح شده در این پیش نویس به ویژه موضوع بازگشت پذیری فوری تحریم ها پرداخت و این پیش نویس را توسط کارشناسان موافق و مخالف مورد بررسی قرار داد

پس از پایان این گزارش، گوینده خبر اعلام کرد از برخی اعضای تیم مذاکره کننده دعوت شده بود تا به برخی از ابهامات موجود در پیش نویش قطعنامه شورای امنیت پاسخ دهند اما اعضای تیم مذاکره کننده از پذیرش این موضوع خودداری کردند. و به نظر میرسد حضور امشب عراقچی بعد از تصویب قطعنامه در شورای امنیت تاثیری به جای نداشته باشد.

تصمیم تیم مذاکره کننده هسته ای برای سکوت در برابر قطعنامه در حالی اتخاذ شده است که با توجه به حساسیت این قطعنامه و تبعاتی که با تصویب آن با خود به همراه خواهد داشت بیش از گذشته، لزوم تنویر افکار عمومی توسط اعضای مذاکره کننده هسته ای را تشدید کرده است تا در صورت وجود پاسخی برای رفع شبهات و انتقادات مطرح شده از جانب کارشناسان ارائه گردد.

چرا که تصویب این قطعنامه تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل موجب خواهد شد توافق وین به یک سند رسمی و لازم الاجرای بین المللی تبدیل گردد که دیگر جایی برای بررسی این توافق توسط مجلس شورای اسلامی و شواری عالی امنیت ملی ایران باقی نخواهد گذاشت و در صورتی که مجلس ایران این توافق را مغایر با مصالح و منافع ملی تشخیص دهد قدرتی در رد یا قبول آن نخواهد داشت و امکان اقدامی در زمینه حفظ منافع ملی وجود نخواهد داشت.

از سوی دیگر با تن دادن به قطعنامه امروز که ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد تصویب خواهد شد، ایران رسما اعلام کرده است که برنامه هسته ای خود را تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی و منطقه ای میداند، چرا که موضوع فصل هفتم منشور سازمان ملل در خصوص کشور هایی است که صلح و امنیت جهانی و منطقه ای را به خطر انداخته و یا تهدیدی علیه آن به حساب می آیند و پذیرفتن آن به معنی پذیرفتن اتهامات مطروحه گذشته که تا کنون از جانب ایران به غیر قانونی بودن آن تاکید میشد، می باشد.

اما در حالی ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای حاضر به پاسخ گویی نشده اند و عباس عراقچی تصمیم گرفته است که بعد از تصویب این قطعنامه در تلوزیون حاضر شود که پیش از این مقام معظم رهبری خطاب به مسئولان فرموده بودند: «مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است؛ همدلی و هم‌زبانی که ما گفته‌ایم(۸)، همدلی یک چیز زورکی نیست، یک چیز دستوری نیست که کسی دستور بدهد که مردم همدلی کنید، مردم هم بگویند چشم، این همدلی نمیشود...بدون این، همدلی نخواهد شد».

اما با این وجود تا کنون از طرف وزارت امور خارجه ترجمه متن توافق وین به صورت رسمی منتشر نشده است و به نظر میرسد تیم رسانه ای و مذاکره کننده هسته ای ترجیح داده است تا با ادامه جو عمومی که بعد از توافق توسط رسانه های زنجیره ای و حامی دولت حاصل شده بود را ادامه دهند تا زمینه ای برای بررسی توافق مذکور در فضایی آرام و خردمندانه فراهم نشود. 

این یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

گروه سیاسی - رجانیوز: انتشار گفت و گوی هاشمی رفسنجانی با ائین بلگ سردبیر خاور میانه روزنامه انگلیسی زببان گاردین، هفته گذشته حواشی متعددی را با خود به دنبال داشت، به نحوی که روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام مجبور شد به منظور کاسته شدن از حواشی ایجاد شده در برابر سخنان مطرح شده در این مصاحبه، صبح امروز اقدام به انتشار متن کامل این گفت و گو کرد. اما انتشار متن کامل این گفتگو نشان داد، آراء هاشمی رفسنجانی ۲۰۱۵ نسبت چندانی با آراء هاشمی انقلاب دهه هفتاد میلادی ندارد.

به گزارش رجانیوز در مقدمه ای که روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابتدا این گفت و گو منتشر کرده است، مدعی شده است «بسیاری از رسانه‌های جهانی و متأسفانه چند رسانه داخلی تلاش کرده‌اند که کلمات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را برابر سلایق سیاسی خود و یا برای برداشت‌های تفرقه‌افکن و تخریبی تعبیر و تفسیر کنند، حال آنکه آنچه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این گفت‌وگو گفته‌اند، خیلی صریح برابر با سه اصل عزت، حکمت و مصلحت بود» اما بررسی ها از آن حکایت دارد که آن چه در روزهای گذشته از سوی رسانه ها منتشر شده است چیزی بر خلاف سخنان هاشمی رفسنجانی نبوده است و تنها مطالب اخیر در این سایت سایر سوال ها و جواب ها را منتشر نموده است.

اما چیزی که پیش از این مورد توجه رسانه ها قرار گرفت مساله ای گشوده شدن سفارت امریکا در ایران است. طبق آنچه که روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت منتشر کرده است هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه گاردین مبنی بر اینکه «فکر می‌کنید دوباره سفارت آمریکا در تهران باز می‌شود؟» اظهار داشته است: «محال نیست. اگر رفتارها اصلاح شود، طبعاً به سفارت می‌رسد.»

وی در ادامه در توضیح اصلاح رفتار از طرف امریکا مدعی شد: «امام(ره) صریحاً و با تعبیر ادبیات دیگری گفتند که اگر آمریکا آدم شود، ما دیگر مشکلی با آمریکا نداریم.»

در ادامه هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال خبرنگار گاردین که گفته بود «با توجه به این تجربه‌ی شخصی که شما در بحث سیاست دارید و اینکه همیشه آمریکا را شیطان بزرگ خطاب کردید، نظر شما در این رابطه چیست؟ به هر حال این یک تغییر تاریخی در روابط ایران و آمریکا هست یا خیر؟»

گفت: «تا به حال همیشه در جمع‌ها مذاکره می‌کردیم، اما اینکه مسؤولان ما به اینجا رسیدند که با آمریکا هم جداگانه صحبت کنند، یک قدم به پیش است. یعنی در این جریان تابو شکسته است».

از سوی دیگر در حالی هاشمی رفسنجانی در مصاحبه اخیر خود با محافظه کاری بیشتری سخن گفته است که پیش تر از این بلافاصله بعد از توافق ژنو در ۵ آذر ۹۲ در گفتگو با فایننشال تایمز در پاسخ به این سوال که «اینکه می گویید توافق ژنو خط شکنی بود، در واقع منظورتان شکستن ساختار تحریم‌ها بوده یا صحبت کردن با آمریکایی‌ها؟» گفته بود:

«یک قسمتش همین‌جا بود. چون مذاکره با آمریکا یک تابو بود و این تابو آسان نمی‌شکست و بدون آمریکا هم نمی‌شد این کار پیش برود...»

در حالی این سخنان از سوی هاشمی مطرح میشود که به نظر میرسد پروژه زمینه سازی برای عادی جلوه کردن رابطه با امریکا با روی کار آمدن دولت یازدهم در دستور کار جدی اصلاح طلبان و حامیان دولت قرار گرفته است. این در حالی است که رییس جمهور در هشتم اردیبهشت ماه ۹۴ که در جمع کارگران گفت: «بعضی فکر می‌کنند در ماجرای مذاکرات هسته‌ای، ‌دولت تنها دنبال این است که یک معضل به نام پرونده هسته‌ای را حل کند. پرونده هسته‌ای و حل آن اولین گام برای حل معضلات اساسی است».

هم چنین حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر روحانی در فروردین ماه سال جاری در یادداشتی پرمعنا نوشت: «به نظر من ارزش آغاز تعامل ایران و آمریکا، بیش ازموضوع هسته ای است؛ آنرا آسان ازدست ندهیم.»

از سوی دیگر یک هفته قبل از او هم در ۱۴ فروردین ۹۴ روحانی در سخنانی خطاب به مردم که از شبکه خبر سیما به طور زنده پخش شد اظهار داشت: «بحث ما فقط هسته‌ای نیست، این نیست که ما امروز موضوعی به نام هسته‌ای داریم و می‌خواهیم با دنیا مذاکره کنیم و این موضوع تمام شود، این پله اول برای رسیدن به بام تعامل سازنده با جهان است.»

این درحالی است که لزوم یادآوری مجدد خباثت های دولت امریکا از سوی مقام معظم رهبری بی ارتباط با موضع گیری های روز های اخیر نباشد. ایشان در این باره فرموده بودند:

«برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره امریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت امریکا را دولتی علاقمند به مردم ایران و انسان دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.»

این یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰
در خصوص ریشه های بروز انقلاب اسلامی سال 57 ایران تا کنون نظریه های متفاوتی در میان اندیشمندان مطرح شده است. اما در مجموع میتوان سه تئوری که در میان صاحب نظران با اندیشه های متفاوت، از اقبال بیشتری برخوردار میباشد را «مدرنیته، عامل انقلاب»، «اقتصاد، عامل انقلاب» و «اسلام، عامل انقلاب» عنوان نمود.
 
اما فارغ از صحت و درستی این نظریان و میزان انطباق این نظریات با پدیده مورد نظر، به نظر میرسد بررسی و تدقیق تئوری «اقتصاد، عامل انقلاب» در این روزها از اهمیت ویژه ای با خود به دنبال داشته باشد.

به طور خلاصه مدافعین این نظریه معتقدند، انقلاب اسلامی ریشه در ناهنجاری های اقتصادی دارد که در سال های آخر عمر رژیم شاه بروز کرد. هنگامی که در سال 1352 جنگ رمضان پیش آمد و به دنبال آن غرب از جانب اعراب مورد تحریم نفتی قرار گرفت، قیمت های نفت در بازار های جهانی بالا رفت و در مدتی کمتر از شش ماه قیمت آن به چهار برابر قیمت اولیه رسید. این تحول باعث شد که در آمد رژیم شاه از 5 میلیارد دلار به 20 میلیارد دلار افزایش یابد.
بر طبق دیگاه «اقتصاد عامل انقلاب» میتوان بحث را از اینجا شروع کرد که این درآمد هنگفت وارد اقتصاد ایران شد ولی اقتصاد ایران در مجموع ظرفیت و توان ساخت و ساز لازم را برای جذب این درآمد نداشت و اصطلاحا داغ کرد که نتیجه اش به صورت تورم، گرانی، قطع برق، بی کاری، فساد و رشوه خواری مشاهده شد. چون رژیم نتوانست به موقع امیر عباس هویدا را بر کنار کند و جمشید آموزگار را جایگزین کند و علاوه بر آن سیاست های ضد تورمی که دولت آموزگار اعمال کرد، باعث شد که بحران اقتصادی عمیق تر شود، لذا به تدریج این معضل به بحران سیاسی تبدیل و در نهایت منجر به انقلاب سال 1357 شد.

فارغ از میزان انطباق این تئوری با ریشه های انقلاب اسلامی اما مساله ای که در این دیدگاه نمیتوان به سادگی از آن عبور نمود، اوضاع نابسامان اقتصادی اواخر عمر رژیم پهلوی می باشد. مساله ای که عده ای از طرفداران دیدگاه چپ را وادار به پذیرش این تئوری کرد. از سوی دیگر در مستندی که بی بی سی فارسی سال گذشته در خصوص انقلاب اسلامی منتشر کرده بود سعی داشت با همین مساله وارد بررسی انقلاب ایران شود.

اما عاملی که میتواند در ایجاد شبهات میان دولت حسن روحانی با واپسین روزهای عمر رژیم پهلوی نقش تاثیر گذاری داشته باشد، مساله شیوه پیگیری مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم میباشد. اگرچه در لزوم رفع تحریم ها همگان اتفاق نظر دارند اما رویکردی که حسن روحانی در این خصوص پیش گرفته است و به قول معروف تمام تخم مرغ های خود را در سبد مذاکرات چیده است باعث ایجاد تردید در نتیجه بخش بودن این مذاکرات برای رفع مشکلات حال حاضر ایران میباشد.

این در حالی است که با فرض وقوع توافق و در فرض موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای در برداشتن تحریم ها و بازگراندن پولهای بلوکه شده ایران و رفع محدودیت های مالی این سوال را با خود به دنبال دارد که «آیا اقتصاد کنونی ایران توانایی پذیرش تزریق این حجم از سرمایه را دارا میباشد؟».

این در حالی است که دولت یازدهم تا کنون به وضوح نشان داده است در سیاست های اقتصادی خود از مشی مشخصی پی روی نمی نماید و بی تدبیری دولت در حوزه اقتصاد در طول دو سال اخیر در مسائلی همانند یارانه، توزیع سبد کالا، افزایش قیمت حامل های انرژی و نان، افزایش میزان واردات و... خود را به طور مشخص نشان داده است.

در مجموع به نظر میرسد که با فرض موفقیت تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم و ملت ایران باید خود را برای بحرانی بزرگتر آمده کنند و باید دید دولت روحانی برای دست و پنجه نرم کردن با بیماری هلندی در دوران پسا تحریم چه میزان آمادگی دارد و میتواند از معضلی که برای محمد رضا پهلوی ایجاد شده بود سر بلند عبور نماید؟!

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

گروه تاریخ-رجانیوز: عصر چهار شنبه با او تماس میگیرم. آماده بودم برای شنیدن خاطره اش از کودتایی که اوائل انقلاب در صدا و سیما در حال روی دادن بود اما او از عملی شدن آن جلوگیری کرده بو.د. هر چند خاطره ای کوتاه بود اما صحبت ما بیش از بیست دقیقه به طول انجامید. حرف های زیادی برای گفتن داشت. حرف هایی که تا کنون در سینه او باقی مانده بود و در جایی بازگو نشده بود. شاید خود او علاقه ای به انتشار خاطراتش نداشته است و یا شاید رسانه ها او را فراموش کرده بودند. اما گلایه زیاد داشت. گلایه از بی مروتی برخی از دوستان و مسئولان.

او خودش را آزاده می نامید. چرا که هفت سال به اتهام قتل شاپور بختیار آخرین نخست وزیر ایران در حکومت پهلوی در زندان به سر میبرده است.

او یکی از کسانی بوده است که در اول هواپیما که از فرانسه به ایران بازگشت حاضر بود. هواپیمایی که به قول خودش پیش مرگان حضرت امام را تشکیل میداده است.

در ادامه بخشی از گفتگو خبرنگار رجانیوز با سید مسعود هندی را میخوانید.

ابتدا یک مقدار توضیح بدهم و فضا را روشن کنم. در اوایل انقلاب به مناسبت شهادت سه شهید دانشجو در شانزده آذر هر سال مردم ساعت نه شب به پشت بام های خانه خود میرفتند و شعار الله اکبر سر میدادند. روز شانزده آذر سال ۵۸ حدود سه ماه از فوت مرحوم طالقانی گذشته بود. من آن ایام مسئول پخش صدا و سیما بودم و هر برنامه ای که قرار بود روی آنتن برود را باید من تائید میکردم.

 بعد از گافی که اعضای قدیمی پخش در پخش سخنرانی منتظری داده بودند و در میانه این سخنرانی به اشتباه تصاویر یک دختری با لباس نامناسب را پخش کرده بودند شورای انقلاب دستور داده بود که هیچ برنامه ای به غیر از نماز جمعه به صورت زنده پخش نشود.

اما پیش از ورود محمد هاشمی به صدا و سیما، احمد جلالی قایم مقام بود.دیدم که آقای جلالی پیش من آمد و به من گفت ما امروز  عصر(شانزده آذر ۵۸) میخواهیم یک برنامه زنده اجرا نمایم.

از طرف دیگر سه ماه از فوت طالقانی گذشته است و چند روز پیش ضد انقلاب به خیابان ها آمده بودند و شعار«بهشتی بهشتی طالقانی رو تو کشتی» سر داده بودند. من احساس کردم این اصرار جلالی برای برگزاری برنامه زنده بی ارتباط با اتفاقات روز های گذشته نیست و احساس کردم آنها قصد دارند در برنامه زنده فوت طالقانی را به گونه ای دیگر مطرح کنند.

من به او گفتم که برنامه زنده قدغن میباشد. اما او اصرار کرد و گفت من قایم مقام هستم و باید این کار را انجام بدهی. من گفتم میدانم شما قائم مقام هستی اما چون من مسئول پخش هستم نمی توانم این کار را انجام بدهم. در همین لحظه بود که تلفن پخش زنگ خورد. وقتی جواب دادم دیدم قطب زاده پشت خط است و به من گفت نگران نباشد و تو را برای سفارت یونان انتخاب کرده ام.

من بعد از این با بیت امام در قم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم. آقای اشراقی داماد امام تلفن را جواب داد. وقتی اوضاع را برای او توضیح دادم گفت کاری از دست من بر نمی آید و گفت با اقای محتشمی پور تماس بگیر.

وقتی به آقای محتشمی پور زنگ زدم فردی به نام آقای سنایی که بعدها سفیر ایران در اسپانیا شد جواب داد. سنایی به من گفت یک گروه پنج نفری وارد صدا و سیما شده اند و قرار است آنها مدیریت صدا و سیما را انجام دهند و سرپرست آنها نیز به عهده موسوی خوئینی ها می باشد. و متوجه شدم که الان در طبقه بالا ما مستقر شده اند.

من به بهانه ای اینکه به نودال بروم و ضبط را بدهم که اینها بتوانند برنامه ی خود را اجرا کنند سریع رفتم طبقه بالا و در را باز کردم و دیدم موسوی خوئینی ها انجا نشسته است. بدون حرف اضافه تنها گفتم: بیاید پایین که دارد کودتا میشود.

به دقیقه نرسید که دیدم موسوی خوئینی ها آمد پاین و خطاب به من گفت چه شده است و از اوضاع سوال کرد. وقتی که واقعه را شرح دادم گفت برنامه شما چه بوده است. گفتم قرار بود آقای کاووسی برود متنی را بخواند تا مردم به پشت بام ها بروند و الله اکبر بگویند.

خوینی ها گفت پس چرا اجرا نمیکنید برناه روتین خود را اجرا نمایید. من هم یک متن ادبی نوشتم و دست کاووسی دادم تا بتواند برنامه را اجرا نماید. احمد جلالی هم که فهمیده بود کسی از نقشه آنها اطلاع پیدا کرده است سکوت کرد.

بعد از این بود که روز بعد حدود ساعت ده صبح موسوی خوینی ها آمد به سخنی مابین شوخی و جدی خطاب به من گفت تو دیشب اینجا را از یک کودتا نجات دادی 

لینک این مطلب در رجانیوز البته به دلایلی منتشر نشد

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

 از همان روزهای آغازین دولت یازدهم رییس جمهور و دیگر اعضای دولت از خالی بودن خزانه و مواجه با انبوهی از بدهکاری سخن گفتند. اما در عین حال طی روزهای اخیر شاهد برگزاری مکرر ضیافت های افطاری از طرف دولت هستیم. مراسم هایی که تا کنون خالی از حاشیه نبوده است اما انتشار خبر جدیدی از اشرافی گری دولت در یکی از این ضیافت ها باعث ترک مراسم توسط سردار نقدی شده است.

 

به گزارش رجانیوز، در حالی که ضیافت افطاری روحانی با فرماندهان نظامی شنبه این هفته برگزا شده بود، سردار نقدی در اعتراض به بروز اشرافی گری در سفره ضیافت افطار مراسم را ترک کرده و با ارسال یک نامه انتقاد آمیز به رئیس جمهور نسبت به تجمل گرایی دولت یازدهم در این مراسم اعتراض کرده است.

 

شنیده ها حاکی از آن است که علت ترک جلسه از جانب نقدی تدارک دیدن غذا بیش از تعداد مدعوین و میهمان های حاضر در جلسه بوده است. به طوری که دیس های بزرگ گوشتی که برای ۵ الی ۶ نفر قرار داده شده بود به میزان مصرف بیش از دو ماه خانواره های محروم بوده است.

 

رئیس سازمان بسیج مستضفین در این باره معتقد است اقدام روحانی در پهن کردن سفره های اشرافی آن هم با پول بیت المال علاوه بر مغایرت با اقتصاد مقاومتی با دستورات اسلامی نیز منافات داشته است و ترک این جلسه در راستای انجام فریضه الهی نهی از منکر بوده است.

 

گفته میشود نقدی در نامه ای که به رئیس جمهور ارسال کرده است ضمن خواستار تعطیلی سریع مانور تجمل گرایی نوشته است:  «چند سال است مسئولین دولت قبلی و فعلی با توصیف اوضاع کشور به شعب ابی طالب و بیان خالی بودن جیب مردم، ملت ایران را از عواقب کوتاه نیامدن مقابل آمریکا می ترسانند ولی اینگونه سفره ها نشان می دهد چنین ادعایی صحت ندارد.»

 

برپایه این گزارش اگرچه جزئیات این نامه و واکنش یا دستور احتمالی رئیس جمهوری روی آن به طور کامل منتشر نشده است و اطلاعاتی در دست نیست اما گفته می شود پس از این نامه ضیافت افطاری اصحاب رسانه با رییس جمهور به طور ساده برگزار شده است.

 

از سوی دیگر سوالی که ایجاد میشود این است که در حالی دولت مدعی است بودجه کافی برای پرداخت یارانه را ندارد، چگونه امکان برپایی چنین مراسم هایی آن هم از بودجه عمومی و بیت المال وجود دارد؟ این در حالی است که پیش تر مقام معظم رهبریدر سال ۱۳۷۱ در انتقاد به آغاز روند تجمل گرایی در دوره هاشمی رفسنجانی فرمودند:

 

«برادران نمی‏شود ما در زندگى مادى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند: مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند. در این راه، از خیلى چیزها باید گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت. ... من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکى از شماها معلم بود، یکى دانشجو بود، یکى طلبه بود، یکى منبرى بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگیریم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافى است؟! نه، ما هم مترفین مى‌شویم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ى شریفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها» بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.»

 

لازم به ذکر است پیش از این نیز در بهار ۱۳۹۳ جشن اشرافی و پرحاشیه ای در کاخ سعد آباد از طرف همسر رییس جمهور برگزار شده بود که با انتقاد شدید رسانه ها و افکار عمومی مواجه گردید.

همین یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

در حالی در طول سال های اخیر عده ای از سیاسیون تلاش میکنند تا به وسیله اتخاذ ژست ها اصولگرا مابانه مسیری برای ورود به گفتمان اصول گرایی ایجاد نمایند، اما بررسی اقبال عمومی و میزان پذیرش آنها در بین توده مردم حاکی از عدم موفقیت آنها در نمایش چهره ای اصول گرا از خود میباشد.

 

 اگرچه به نظر میرسد این گروه سعی دارند تا با قرار گرفتن تحت لوای اصول گرایی از سرمایه های اجتماعی این گفتمان بهره برداری نمایند و به این وسیله تدارک وسیعی برای برنامه های خود ایجاد کرده اند، اما تا کنون موفقیتی در این زمینه کسب نکرده اند. از سوی دیگر در حالی رفتار های این افراد تصنعی به نظر میرسد که در بزنگاه ها شاهد تلاش این افراد برای خروج از چهار چوب اصول گرایی بوده ایم و در مقابل سعی داشته اند با استفاده از نشانه هایی از گفتمان مقابل خود را در آن جریان فکری تعریف نمایند و به این وسیله در مسیر خود موفقیتی کسب نمایند.

 

در همین راستا میتوان به سیاست های دوگانه علی اکبر ولایتی در خصوص مذاکرات هسته ای اشاره نمود. ولایتی در شرایطی چندی پیش نسبت به دبه کردن آمریکا اعتراض کرده و این موضوع را بخشی از عادت آنها می داند که در خرداد ماه ۹۲ در جریان مناظره های یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، اظهاراتی متناقض با مواضع این روزهایش را بیان کرد و با طرح ادعاهایی کاملا خلاف واقع، و با هدف حذف رقیب اصولگرا خود بتواند موفقیتی در این مسیر کسب نماید.

 

رفتار دوگانه این افراد تا جایی پیش رفته است که روزنامه اصلاح طلب هفت صبح در مطلبی که به بهانه شرکت رضایی و ولاییتی در ضیافت افطاری هاشمی رفسنجانی منتشر کرده است، با بررسی مشی سیاسی این افراد به این مساله پرداخته است. هفت صبح در این باره با انتشار عکسی از این میهمانی مینویسد:

 

 این عکس یک امروز ماست. مربوط به افطاری پریشب. هاشمی رفسنجانی در میان دو یار غار همیشگی اش؛ دکتر ولایتی و محسن رضایی. رابطه هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی رابطه ای پر کش و قوس از دوران جنگ بوده است. در دورانی که هاشمی رفسنجانی منصب فرماندهی کل قوا را در طول جنگ داشت و محسن رضایی پاسدار جوانی که تا فرماندهی کل سپاه پاسداران صعود کرد.

 


 

بعدها در تمام دوران ریاست هاشمی رفسنجانی بر مجمع تشخیص، محسن رضایی دبیر مجمع بود اما هرگز نخواست که ذیل رابطه اش با هاشمی رفسنجانی قرار گیرد. او فیلد مارشال دوران جنگ بود که به سبک سنت سیاستمداران آمریکایی لباس جنگ از تن خارج ساخته بود و با تحصیل در علوم سیاسی و حضور مستمر در مجمع تشخیص خود را محق می دانست که یک جریان سیاسی مختص به خود پدید آورد تا او را به قله مطالبات طبیعی سیاسی هر سیاستمداری برساند: ریاست جمهوری.

اما او هم مانند همتای دیگرش یعنی محمد باقر قالیباف سرمایه و اعتبار حضور در دوران جنگ را در سیاست ورزی ها و مناظره ها خرج کردند. او از جایگاه دبیر مجمع و یکی از معتمدین همیشگی نظام و آن یکی در لباس شهرداری پرتلاش و پرکار.

 

این روزنامه در ادامه مینویسد: رضایی بر سر ماجرای پشت پرده پایان جنگ - نامه ای که به هاشمی رفسنجانی درباره شرایط نظامی ایران در جنگ نوشته شد و به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ختم شد - به رغم برخی عدم تطابق ها با روایت هاشمی رفسنجانی، در نهایت در اردوگاه او قرار گرفت. در واقع نظامی آرمانگرای دوران جنگ در تحصیلات آکادمیک خود به اصولی از سیاست ورزی معتقد شده بود که سرلوحه عملکرد هاشمی رفسنجانی همیشه قرار داشته است. در واقع در تیر ماه سال ۶۷ در دوران رکود عملیات ایران در جنگ، محسن رضایی به درخواست هاشمی رفسنجانی نامه ای می نویسد و در آن ابعاد توطئه های پیش رو و همینطور نقاط ضعف و قوت نیروهای خودی را شرح می دهد. لحن نامه به گونه ای بود که با پشتیبانی هاشمی رفسنجانی تنها بیست و هفت روز بعد به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ منجر شد.

بسیاری از اصولگرایان پذیرش قطعنامه را ناشی از همگرایی رضایی و هاشمی رفسنجانی می دانستند که در آن دوران فرماندهان اصلی جنگ محسوب می شدند و البته هنوز هم در میان اصولگرایان نیروهایی هستند که این نامه را برنمی تابند و نسبت به لحن نومیدانه آن انتقاد می کنند.

در طرف دیگر دکتر ولایتی قرار گرفته است، دیپلمات معتمد هاشمی رفسنجانی. مرد کهنه کاری که در دوران انتخابات ۹۲ پاسخ دادن به ندای یاری هشامی رفسنجانی را به گلایه های مرحوم مهدوی کنی و آیت الله یزدی مقدم دانست و با زبان تیز و برنده خود که پشتوانه سال ها فعالیت دیپلماتیک داشت، در مناظره های مستقیم تلویزیونی سخت ترین حملات را به دکتر جلیلی و متحد استراتژیکش یعنی قالیباف انجام داد و راه را برای رسیدن حسن روحانی به اکثریت آرا در همان دور اول هموار کرد.

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

شب گذشته خبر دیدار رییس جمهور با جمعی از افرادی که مداحان و قاریان قرآن نامیده شدند، منتشر شد اما تصاویر این دیدار نشان می دهد تقریبا هیچ یک از مداحان و قاریان قرآن مشهور در این ضیافت حضور نداشته اند.

 در حالی سایت اطلاع رسانی ریاست جمهوری در خبری از برگزاری ضیافت افطاری روحانی با مداحان و ذاکران اهل بیت در روز گذشته اطلاع میدهد که مشاهده غیبت بسیاری از مداحان سرشناس در این مراسم موجب طرح این سوال در اذهان میشود که علت عدم حضور این افراد چه بوده است؟

این جلسه در حالی روز گذشته برگزار گردیده است که غایبان این مراسم از حاضران بیش تر مورد توجه واقع شده اند. به طوری که مداحان اهل بیت از جمله «حاج منصور ارضی، مهدی سماواتی، صادق آهنگران، علی انسانی، علی قربانی (حاج قربان) ، محمود کریمی، محمد رضا طاهری، حسن خلج، ماشا الله عابدی، سعید حدادیان، غلامعلی کویتی پور، نریمان پناهی، حسین مشکینی، احمد واعظی، رضا بکایی، حیدر توکل، حسین سازور، یدالله بهتاش، مجید بادکوبه، سید مجید بنی فاطمه، سید مهدی میردادماد، مهدی سلحشور، عبدالرضا هلالی، حسین سیب سرخی، میثم مطیعی، روح الله بهمنی، محمد کمیل، جواد مقدم ، حمید علیمی، سید محمد جوادی، محمد مولا و ...» از غائبان مراسم دیروز بودند. این در حالی است که مداحان جوان تری نیز همچون «محسن عرب خالقی، مهدی مختاری، میثم استادآقا، حنیف طاهری، محمد حسین پویانفر، علی نادری، مهدی کمانی، میثم نادی، موسی رضایی، امیر عباسی، ابوذر بیوکافی، احمد نیک بختیان، مهدی اقدم نژاد، حسن حسین خانی و ...» نیز در این مراسم حاضر نبوده اند.

همچنین اگرچه بنا بوده بخش دیگری از حاضران این مراسم را قاریان قرآن تشکیل دهند اما قرا مشهوری نظیر«کریم منصوری، حسین سبزعلی، مسعود گرجی، جعفر فردی، محمد رضا پورزرگری، سعید طوسی، شهریار پرهیزگار، عباس امام جمعه، محمد حسین سعیدیان، محمد ثابتی منفرد، حامد شاکرنژاد و... » نیزدر این مراسم حضور نداشته اند. 

شرکت نکردن بسیاری از مداحان و قرا قرآن در این مراسم در حالی اتفاق افتاده است که به نظر میرسد سیاست های لیبرالی دولت یازدهم در عرصه دین و فرهنگ که پیش از این بارها از جانب دلسوزان و علما مورد انتقاد قرار گرفته بود عامل اصلی شرکت نکردن مداحان و قاریان قرآن در مراسم روز گذشته با رییس جمهور  بوده است.

 

در همین راستا احتمال دیگری که به ذهن متبادر میشود گزینشی عمل کردن دولت یازدهم و دعوت نکردن از چهره های مورد اشاره است که در این حالت به نظر می رسد دولت یازدهم تلاش دارد با عدم دعوت از این جامعه اثر گذار و حذف این افراد از لیست ضیافت های خود، به دیدارهای نمایشی و دکوری به  اسم جامعه مداحان و قاریان قرآن اکتفا کند.

لازم به ذکر است در این دیدار نمایشی، از جامعه مداحان تنها افرادی نظیر حاج غلامرضا سازگار، حاج محسن طاهری و حاج محمود تاری حاضر بوده اند و ظاهرا تعداد اعضای هیئت دولت از جمله علوی وزیر اطلاعات، جنتی وزیر ارشاد، نهاوندیان رییس دفتر رییس جمهور، حسین فریدون دستیار ارشد روحانی و دیگر چهره های سیاسی و دولتی از تعداد مداحان و قاریان در این جلسه بیشتر بوده است!


این مطلب در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

در حالی دومین ضیافت  افطاری حسن روحانی در هفته گذشته برگزار شد که علی رغم انتظار، این بار نیز با دعوت از برخی از فتنه گران همراه بود و تریبون دولتی این مراسم نیز بار دیگر به حامیان و کارگردان های اصلی این فتنه موجی از اعتراض را در میان جامعه ایجاد کرد.


اگرچه انتظار میرفت بعد از سخنان کرباسچی در اولین جلسه افطاری روحانی و واکنش هایی که نسبت به آن ایجاد شده بود دیگر شاهد پخش شدن چنین سخنانی از تریبون دولت نباشیم، اما در دومین ضیافت دولت یازدهم که با حضور جمعی از طلاب و فضلا حوزه های علمیه برگزار شده بود، تریبون این جلسه در اختیار مسعود ادیب که در سال ۸۸ به صورت میدانی در مدیریت آشوب های خیابانی نقش آفرینی کرده بود قرار گرفت و بار دیگر موجب شد شاهد حواشی در این جلسه باشیم.



این تصمیم دولت برای وزن دادن به مجرمان و فتنه گران سال ۸۸ در حالی اتفاق می افتد، که مسعود ادیب که عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه مفید است، یکی از اعضای ثابت جلسات ماهانه بنیاد باران به شمار می رود. از سوی دیگر ادیب به عنوان عضو مجمع غیر قانونی محققین حوزه علمیه، ریاست ستاد موسوی در انتخابات سال ۸۸ را در قم نیز بر عهده داشته و از طرفداران منتظری در شهر مقدس قم بشمار می رود.


این در حالی است که سخنرانی مراسم چهلمین روز فوت منتظری بر عهده وی بوده است و بعد از سخنان ادیب در این مجلس در ۲ دی ۸۸ و درست یک هفته پیش از حماسه عظیم نه دی در شهر اصفهان بازداشت میشود.



 مسعود ادیب در حالی به عنوان سخنران از سوی دولت انتخاب شده است که پیش از این در خصوص فتنه سال ۸۸ اظهار کرده بود: « به نظرم این تعبیر کاسب فتنه تعبیر خوبی است که برای برخی افراد به کار می‌رود. واقعیت این است که مجموعه اتفاقاتی که در انتخابات سال ۸۸ رخ داد، از یک جهاتی مخرب بود و می‌توانست به جمهوری اسلامی لطمه وارد کند. این جهات مخرب بیشتر از جانب کسانی طراحی و هدایت شد که برای منافع ملی و ارزش‌های انقلاب اسلامی ارزشی قائل نبودند».


این عضو مجمع غیر قانونی محققین معتقد است: «همین طور که برخی از شخصیت‌ها گفته‌اند، می‌توان عنوان کرد نقطه آغاز فتنه ۸۸ از مناظره آقای احمدی‌نژاد و آقای مهندس موسوی رخ داد و در آن مناظره بسیاری از ارزش‌های جمهوری اسلامی زیر سوال رفت. اتهاماتی به نظام وارد شد که در نوع خود بی‌سابقه بود و بسیاری از آسیب‌ها و التهاباتی که در جامعه پدید آمد، سهم گروهی بود که آقای احمدی‌نژاد آن‌ها را نمایندگی می‌کرد».



از سوی دیگر در حالی فتنه گران تلاش میکنند تا به دولت یازدهم ورود پیدا کنند که پیش از این نیز دیدار روحانی با مجمع غیر قانونی محققین شبهه برنامه داشتن ورود فتنه گران به دولت را تقویت کرده بود. این دیدار در حالی در حاشیه  سفر استانی روحانی به شهر مقدس قم صورت گرفته بود که علاوه بر وزن و جایگاه غیرقابل توجه این تشکل غیر قانونی در حوزههای علمیه، متشکل از افرادی است که به صورت میدانی در فتنه نقش آفرینی کرده و حتی برخی سابقه محکومیت در فتنه ۸۸  را نیز در کارنامه دارند. در دیداری که رئیس جمهور با مجمع غیر قانونی محققین و مدرسین قم داشت ضمن اعلام نیازمند بودن دولت به ارتباط با بزرگان و فضلای حوزه، اعضای این تشکل غیر قانونی و فتنه گر را اساتید و بزرگان خطاب کرده بود و گفت:


«شما اساتید و بزرگان می‌توانید با قرار دادن نتایج تحقیقات و پژوهش‌های علمی خود در اختیار دولت‌، به دولت در زمینه‌های مختلف کمک کنید».


اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به خصوص در فتنه سال ۸۸ چهره حقیقی خود را آشکار کردند و با سخنرانی ها و شرکت فعال در اغتشاشات تهران، قم و اصفهان به حدی افراط کردند که کار به دستگیری و زندان کشیده شد،  اما بلافاصله پس از آزادی فعالیت های تخریبی خود را در حوزه و حتی برخی دانشگاه های قم ادامه دادند.


اما در مجموع در حالی شعار اعتدال به عنوان مانیفست دولت یازدهم معرفی میشود و روحانی تلاش میکند با تکرار و استفاده افراطی از این کلمه در تمامی سخنان خود وانمود کند که این شعار سر لوحه سیاست های دولت یازدهم است که به نظر میرسد، این شعار نتیجه ای غیر از وزن پیدا کردن مفسدان اقتصادی و سیاسی و سو استفاده و زمینه سازی آنها برای ورود به دولت به جای نگذاشته است.

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰

 حزب تازه تاسیس ندا که متشکل از  برخی چهرههای شاخص شاخه جوانان حزب منحله مشارکت و هدایت صادق خرازی بوده و از سوی حلقه مرکزی این جریان خصوصا محمدرضا خاتمی، چه در دوران اصلاحات و چه در ماههای اخیر طرد شده است، به تازگی تلاش کرده تا بوسیله ارتباط گیری مستقیم با رئیس دولت اصلاحات، تشکلهای قدیمیتر اصلاح طلب را دور زده و عملا انشعاب در نطقه خفه شده دوران حاکمیت اصلاح طلبان را در این روزها و خلاء تشکلهای قانونی اصلاح طلب محقق کند.

 

تلاش شهاب طباطبایی برای یارگیری از بدنه جوان حزب مشارکت در زمان فعالیت قانونی این حزب منحل شده، موجب شد تا در همان زمان این حرکت با واکنش تند چهرههای اصلی این حزب منحله از جمله محمدرضا خاتمی قرار گرفته و موجبات طرد وی و شاخه جوانان این حزب که در واقع بدنه محوریت یافته پیرامون طباطبایی بودند را فراهم کند. با این حال این جریان با همراهی برخی دیگر از چهرههای جوان و سمپات و همینطور حمایت صادق خرازی در ماههای اخیر تلاش کرده تا این حرکت در نطفه خفه شده را این بار به سامان برساند، به نحوی که دیداری را با رئیس دولت اصلاحات نیز تدارک دیده است.

این در حالی است که عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات با انتقاد از تاسیس این حزب گفته بود:

«ضعف ما بوده است که نیروهایی در حزب تقویت شدند و به راحتی زیر چتر آدمی قرار گرفتند که تا امروز غیرسیاسی عمل کرده بود. این نقد را می پذیریم و این را کم تجربگی دوستانمان می دانیم که در کنار کسی قرار گرفتند که مواضعش با آنها هیچ هماهنگی ای ندارد.»

رمضان زاده در ادامه با انتقاد از صادق خرازی مشاور ارشد رئیس دولت اصلاحات و پدر معنوی حزب ندا میگوید: «به نظر ما در سیاست نباید خیلی دنبال فرصت های غیرواقعی گشت. فرصت شخصی که مواضعش با مواضع ما همگون نیست، فرصت قابل اعتنایی نیست و ضربه های آن را ما در موضع گیری های بعدی این شخص دیده ایم. من فکر می کنم که اگر این دوستان در تشکیلات مشارکت به این جمع بندی رسیدند، اشتباه از ما بوده که چنین اتفاقی روی داده است. ولی فکر می کنم عوامل دیگری باعث جذب این دوستان به تشکیلات ندا شده است».

اما ظاهرا پدر معنوی جریان فتنه چندان توجهی به این انتقادها نداشته است، چنانکه بر اساس اخبار خبرنگار رجانیوز، رئیس دولت اصلاحات پس از برگزاری کنگره سالانه، این تشکل را به حضور پذیرفته و به آنها توصیههایی نیز داشته است.

در این دیدار که روزهای آخر سال ۹۳ برگزار شده، مجید فراهانی، دبیر کل تشکل گزارشی از وضعیت ۲۵ دفتر استانی ندا به رئیس دولت اصلاحات ارائه کرده و تصریح کرده است که در کنگره ۱۰۰۰ نفری ندا،‌ خود را اصلاح طلب معرفی کرده و رئیس دولت اصلاحات را رهبر خود می دانیم.

صادق خرازی نیز در این نشست به تمجید از رئیس دولت اصلاحات پرداخته و اعلام کرده که تاریخ درباره مصلح بودن او شهادت خواهد داد.

اما در ادامه این دیدار،‌رئیس دولت اصلاحات نیز توصیههایی به ندا داشته است. وی از مسئولین ندا خواسته است تا هویت اصلاح طلبانه خود را حفظ کنند.

رئیس دولت اصلاحات مهمترین رسالت ندا را نقد قدرت حاکمیت بیان کرده و از لزوم دلجویی از رنج کشیدگان اصلاحات نیز سخن گفته است.

البته او به شدت اصرار داشته است تا خبر این نشست به رسانهها منتقل نشود چرا که ممکن است موجبات تکدر دیگر گروههای اصلاح طلب را فراهم کند.

شاید با علم به وجود این دیدار،‌اکنون منشاء سخنان اخیر صادق خرازی را که از «آمادگی برای ریختن خون» در هنگامه ورود به عرصه سیاسی خبر داده بود بتوان درک کرد.ارتباطاتی که میتواند در آینده این تشکل تازه تاسیس را به ورطه اسلاف خود بکشاند.


این مطلب در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی
  • ۰
  • ۰
 در حالی که دولتمردان تا کنون بارها از لزوم توجه به تولید داخل و محدود شدن سطح واردات کالاها تاکید کرده اند و حتی آقای روحانی در گزارش صد روزه خود در آذر ۹۲ اعلام کرده بود: «در دولت قبل به خاطر واردات از چین، اشتغال ایجاد شد اما برای کارگران چین!» اخیرا  آماری که  توسط مرکز آمار منتشر شده است از واقعیت تلخ اقتصادی دیگری در دولت یازدهم حکایت میکند.
 
بر اساس گزارش موسوم به ارزش ریالی صادرات و واردات ثبت شده در سالنامه آمار بازرگانی خارجی ایران-ISIC- که توسط مرکز آمار منتشر شده است مجموع  واردات کشور در سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ را ۲۶۰.۶  هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. این در حالی است که در دولت دهم (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱) مجموع واردات کشور ۲۷۰.۹ هزار میلیارد تومان بوده است.
 
بر پایه گزارش وطن امروز، ارزش ریالی واردات کشور در دولت یازدهم تقریبا ۲ برابر دولت دهم است؛ به عبارت دیگر در دولت یازدهم واردات به کشور ۹۲ درصد افزایش یافته است. طبق گزارش مرکز آمار، مجموع واردات کشور در ۶ سال اخیر ۵۳۱ هزار میلیارد تومان بوده که نیمی از آن در ۲ سال اخیر یعنی در دوره دولت یازدهم انجام گرفته است.

اما این در حالی است که رییس جمهور پیش از این در مناظرات انتخاباتی با انتقاد از واردات بالا در دولت گذشته عنوان کرده بود:

 «عدالت اقتصادی به این معنا است که هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد. اولین مساله، تولید است که بتوانیم تولید را در جایگاه خودش قرار بدهیم. در شرایط امروز به جای اینکه تولید داخلی را بیشتر کنیم به واردات روی آورده ایم که این بزرگ ترین بی عدالتی است. عدالت اقتصادی این است که در شرایط فشار دشمن بتوانیم به تولید کمک کنیم، فضا را بهبود ببخشیم و تولید داخلی را بیشتر کنیم و از واردات کم کنیم. شعارهای سیاسی ما با عملکرد اقتصادی ما سازگار نیست. در شعار سیاسی، شعار مقاومت می دهیم اما در عمل در بخش اقتصادی مقاومتی در کار نیست.

در شرایطی که سیاست اقتصادی و سیاسی ما باید منطبق با هم باشند می بینیم که دو رویکرد متفاوت وجود دارد و کاملا جدا از یکدیگر حرکت می کنند. ما در اقتصاد با واردات و دست نیاز به سوی بیرون دراز کردن اعلام نیاز می کنیم اما در سیاست اعلام بی نیازی می کنیم این همه بیکاری در کشور یک شاخص برای بی عدالتی اقتصادی است. حتی شاخص های معروفی هم که وجود دارند، این امر را نشان می دهند. مثلا شاخص ضریب جینی را در نظر بگیریم آخرین اعلام بانک مرکزی نشان می دهد بعد از اجرای هدفمندی یارانه ها دو دهک بالا و دو دهک پایین تا حد زیادی سود برده اند و متنعم شده اند اما شش دهک وسط در فشار اقتصادی قرار گرفته اند.

کارخانه کفش ملی که روزی جزو افتخارات ما در کشورهای همسایه بود، به انبار سایپا و کارخانه پارس الکتریک نیز به لانه کبوترها تبدیل شده است. این نشان می دهد عدالتی بین نیازهای واقعی و عملکرد دولت وجود ندارد.»

از سوی دیگر حسن روحانی در آذر ماه سال ۹۳ در گزارش عملکرد ۱۰۰ روزه نیز با تاکید بر لزوم کاهش واردات از سیاست های وارداتی دولت یازدهم سخن به میان آورده بود و اظهار کرده بود:

«شما می‌دانید در سال قبل از ۸۴، واردات کشور حدود ۳۸ میلیارد دلار بود ولی بعد به کجا رسید؟ در سال ۹۰ به ۷۵ میلیارد دلار رسید. می‌بینید وقتی با دنیا در حال مبارزه هستید باید به خودتان و داخل تکیه کنید، با شعار که نمی‌شود مقابله کرد، باید تدبیر کنیم و در برابر زورگویی‌ها بایستیم. اولین راهش این است که به خودمان متکی شویم و واردات را کم کنیم، اینکه مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی بارها و بارها تاکید کردند، به همین دلیل است که کشوری که می‌خواهد بایستد، باید روی پای خودش بایستید، نه اینکه به دیگران بیشتر تکیه کند».

هم چنین این آمار نگران کننده درحالی منتشر میشود که تاکنون بارها وبارها شاهد سر دادن شعار پایبندی به اقتصاد مقاومتی و در دستور کار قرار دادن آن برای سیاست گذاری های اقتصادی از جانب دولت یازدهم بوده ایم. این درحالی است که یکی از اصلی ترین کلید واژه های اقتصاد مقاومتی، کنترل و کاهش حجم واردات است اما آنچه که از  این آمار استنباط میشود نشان دهنده مشی دوگانه دولت در شعار دادن و عمل کردن است.

در همین راستا پیش از این حسن روحانی در اظهاراتی بر لزوم پایبندی به اقتصاد مقاومتی سخن به میان آورده بود ولی در عمل مشاهده میشود چندان تمایلی به عمل به شعار های خود را ندارد. وی در این باره گفته بود:

«دولت به همه بندهای اقتصاد مقاومتی ملتزم است و اعضای تیم اقتصادی دولت راهی جز اقتصاد مقاومتی سراغ ندارند ، بنابراین حتماً مسیر ترسیم‌شده بر آن مبنا را طی خواهیم کرد که البته اقداماتی نیز در این زمینه‌ها انجام شده که رشد صادرات غیرنفتی از آن جمله است».

اما افزایش حجم واردات در دوسال گذشته حاکی از عدم وجود عزمی جدی در محقق کردن این سیاست ها است. مقوله ای که موجب شده بود پیش از این رهبر انقلاب به دولت توصیه نمایند که «افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه‌های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آن‌ها داشته باشند». این دغدغه رهبر معظم انقلاب اسلامی شاید از آن جهت باشد که در تیم اقتصادی دولت روحانی، هستند افرادی که ملکه ذهن آن‌ها برای توسعه کشور، هضم شدن در اقتصاد جهانی است. از نگاه آن‌ها ایران راهی برای رسیدن به توسعه ندارد، جز پذیرش نظم حاکم بر اقتصاد جهانی و دیدن دمِ ناظم آن یعنی آمریکا!

در مجموع به نظر می رسد با توجه به آمار های منتشر شده دولت یازدهم در پشت شعار های حمایت از اقتصاد مقاومتی پنهان شده اما از سوی دیگر و در عمل سیاست های اقتصادی خود را به مذاکرات هسته ای گره زده است و به انتظار نشسته است تا موفقیتی حداقلی در این مذاکرات کسب نماید. چیزی که پیش تر خود را در سخنان معاون اول رئیس جمهور نمایان شد. جهانگیری دراین زمینه در جلسه ستاد هماهنگی روابط اقتصادی خارجی که در ۱۵ اردیبهشت ۹۴ برگزار شده بود گفته بود:

«در صورتی که تحریم ها برداشته شوند، شرکت های خارجی به سمت ایران هجوم خواهند آورد که قطعا شرکت های اروپایی فراوانی نیز در میان آنها وجود خواهند داشت و ایجاب می کند از هم اکنون با توجه به سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی به گونه ای برنامه ریزی کنیم تا ایران به محلی برای واردات کالاهای مصرفی آنها تبدیل نشود بلکه این شرکتها نسبت به سرمایه گذاری و تولید در ایران اقدام کنند.»

همین یادداشت در رجانیوز

  • عبدالجواد کنعانی